جشن سده مبارک

شب سده
کدام سده
از حافظه ی کيهانی من گذشته ای
که اسم شب را نمی دانم
و ميان مهربانی و آتش سرگردانم؟
در کدام جاده ی کهکشان
نوازشم کرده ای
که تا ابد در عطر ستاره غوطه می خورم؟
***
شب آتش است امشب
مِه می پوشم و
در خواب های خوش ات می گردم؛
ـ باغ خدايان است
يا گذرگاه سيب و عسل؟ـ
کشمکشی است
ميان خورشيد و ماه
بلور آتش می ريزد
بر شب
و موج پا می کوبد بر ساحل
***
ميان بوسه ماهی و آب
مرا به خانه ی آتشفشان ببر
29 ژانويه 2008
جشن سده
از: دکتر شاهين سپنتا
سپاس و ستایش ز مزدای پاک / که آتش ز نورش شده تابناک
چنین رفته از پیشدادان سخن / که هوشنگ آن پادشاه کهن
چو سد روز از آغاز آبان گذشت / ز کوهی به یاری یاران گذشت
چو ناگه بر آن کوه ماری خزید / بر آن شد به سنگش کند ناپدید
بزد سنگ، اما بشد آن سیه / گریزان و پنهان شد از هر نگه
چو سنگش سر سنگ دیگر رسید / به ناگه ز آن آتشی برجهید
چو نور از دل سنگ آمد برون / شگفت آمد از سنگ خارا فزون
ز این داستان ایزدان پاس داشت / ز شادی آن آتشی برفراشت
به گردش نشستند شاه و سپاه / گشاده رخ و شادمان تا پگاه
چو آهن به گرمای آتش نواخت / ز آهن بسی نیک افزار ساخت
فزون شد به دستور او کشت و کار / به خیش آهن و تیشه در کشت زار
ز آن نامور ، کشور آباد گشت / زمین سبز و گیتی پر از داد گشت
« ز هوشنگ ماند این سده یادگار» / که بادا به گیتی رهش پایدار
سده را چنین نیک بنیان نهاد / روانش خوش و خرم و شاد باد
از سايت کميته نجات پاسارگاد
