تبليغاتX
حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

وب نوشتی برای انعکاس مطالب مربوط به پاسارگاد و سد سیوند

نشريه شرق و پاسارگاد

 

قسمتی از نامه يک عضو «کميته بين المللی نجات پاسارگاد» از ايران:

 

يکی از دلايل توقيف نشريه شرق توجه به تاريخ و فرهنگ ايران و به خصوص پاسارگاد بوده است؟

 

امروز، بيستم شهريور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکم تعطيل نشريه شرق، پر تيراژ ترين و حرفه ای ترين نشريه ايران، را با اتهام «تخلفات مکرر»  صادر کرد. در اين حکم آمده است که: «هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به اتفاق آرا توقيف و پرونده تخلفات آن را به دادگاه ارسال كرد.»

شايعات زيادی اکنون در ايران بر سر آنچه که عنوان تخلف گرفته بر سر زبان هاست و گفته می شود که اين به اصطلاح «تخلفات»، که حدود هفتاد مورد است،  (و تخلف های ديگر ناگفته) با هيچ کدام از قوانين موجود  ايران  جرم و تخلف به حساب نمی آيد و فقط سليقه هيات نظارتی بوده که تاب ديدن نگاه و نظر متفاوت از خود را ندارند. گفته می شود که  يکی از دلايل اين توقيف توجه خاص شرق به تاريخ و فرهنگ ايران باستان و به خصوص به مساله پاسارگاد و آبگيری احتمالی سد سيوند بوده است.

بايد توجه داشت که شرق تنها نشريه ی ای در ايران بود که در چند ماهه اخير بهترين گزارشات را در ارتباط با پاسارگاد و خطرات ناشی از آبگيری سد سيوند انتشار داده بود.

اکنون به نظر می آيد که از ديد  برخی از تصميم گيرنده ها، حتی دوست داشتن گذشته فرهنگی ايران، و نگرانی از به خطر افتادن آن، نيز به فهرست بلند تخلفات اجتماعی افزوده شده و «خط قرمز» ها، به پاسارگاد  و تنگه بلاغی نيز رسيده است. اگر چه اين  خط قرمز، از چند ماه پيش که سايت فرهنگی و غيرسياسی   نجات پاسارگاد را فيلتر کردند  شروع شده بود. اين گروه با اين کار به وضوح اخطار کردند که نبايد از فرهنگ و تاريخ ايرانی تجليل کرد و به خصوص نبايد از خطراتی که آثار  تنگه بلاغی و آرامگاه کوروش را به خطر می اندازد سخنی گفت و نوشت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 9:16  توسط اردوان بیانی  | 

بهترين های کميته بين المللی نجات پاسارگاد در سالی که گذشت

برگرفته از سايت نجات پاسارگاد

انتخاب برخی از بهترين نگاهدارندگان فرهنگ ايرانزمين

 

سالی که گذشت برای من، به عنوان مسئول کميته های بين المللی نجات پاسارگاد، سالی سخت، سنگين، و گاه طاقت فرسا بود. اگر چه سختی و سنگينی مربوط به کاری مداوم و بی وقفه  بود که هر سازمان و موسسه غير انتفاعی و داوطلبانه ای آن را می طلبد، اما فراتر از اين سختی و سنگينی فيزيکی، فشارهايي هم وجود داشت که در نتيجه تماس مستقيم با اخبار مربوط به پاسارگاد و به طور کلی مربوط به آثار و گنجينه های ملی و بشری بود.

وقتی شما ناگزير هستيد که به طور مرتب خبرهای ويرانی، حفاری های غيرمجاز، گم شدن، و دزدی آثار تاريخی سرزمين زادگاه خود را  بشنويد نمی توانيد بی تفاوت بمانيد. گاهی باور نمی کردم که مثلا يک مقام مسئول که وظيفه اش بايد حفظ و حراست از آثار  باستانی باشد حکم به ويرانی آن می دهد، حالا اين حکم می تواند حتی در جهت ساختن يک سد يا يک جاده باشد، يا می شنيدم که در مقابل چشمان مسئول ديگری بولدوزری رفته و يک محوطه مهم باستانی را با خاک يکسان کرده، يا هفته ها حفاران غيرمجاز يک تپه را کنده و محتويات باستانی اش را کشف کرده و برده اند، يک کتيبه بزرگ در موزه ای گم شده، يک سقف هزار ساله بدليل بی توجهی فرو ريخته و ...  در همين يک سال گذشته، بر اساس آمارهايي که هم اکنون در قسمت «گزارش تاريخ زدایی» اين سايت وجود دارد (و همه ی آن ها مستند و از طريق منابع رسمی تاييد شده اند) بيش از سيصد مورد از اين مسايل وجود داشته است. تازه، اين ها ماجراهايي هستند که خبرشان به ما رسيده و ما، با اطمينان کامل از صحت آن، خبرش را در سايت گذاشته ايم؛ اگر می خواستم بر اساس گفته و نوشته های حاميان کميته ـ که اينگون پی آمدها را بطور مرتب به ما اطلاع می دهند ـ اين ليست را تکميل کنيم کار به بيش از هشتصد، نهصد، مورد می رسيد.

در کنار اين فشارها، من البته همراهی شخصيتی قابل احترام و دلسوز ايرانزمين چون دکتر اسماعيل نوری علا را داشته ام، همکاری مشاورين پر مهر کميته و همگامی هيئت اجرايي کميته (اسامی شان هميشه بر تارک اين سايت هست) را داشته ام که برخی شان واقعا با صميم قلب و با همه ی توان شان برای پيشبرد امور کميته تلاش کرده اند؛ نيز کمک تحسين برانگيز رسانه های خارج از ايران را داشته ام، (که به عقيده من اقدام آن ها در مورد پاسارگاد يکی از اثرات مثبت ژورناليسم آزاد اين دوره از تاريخ ما است)،  که جزييات همه ی اين همراهی ها و همکاری ها را، که خود چيزی بيش از صد صفحه يادداشت و مطلب را شامل می شود، به زودی (يعنی، اميدوارم وقتی  خيال همه از پاسارگاد آسوده شد) منتشر خواهم کرد. اما ما، يعنی هيئت اجرايي کميته بين المللی نجات پاسارگاد، بيشترين و با اهميت ترين انرژی را از حاميان کميته گرفته ايم؛ حاميانی که با امضا گذاشتن زير ستون امضاها، با تکثير اعلاميه های کميته، با مطلع کردن مردمان از  فعاليت های کميته ـ حتی با فرستادن يک ايميل، يک فکس و يک کلمه ساده ـ به ما نيروی دويدن و دويدن و باز هم دويدن داده اند. و چنين بوده که من و ما از دريافت آن همه خبرهای تاريخ زدايي عمدی و غير عمدی، که هر انسان علاقمند به گنجينه های ملی و بشری را می تواند فرسوده کند، فرسوده نشديم. ما نه تنها فرسوده نشديم، که روز به روز مصمم تر شديم.

اما در کنار اين حاميان، متاسفانه، متوجه افرادی هم شديم که بدليل ناآگاهی و کم سوادی کمترين درکی از داشته های آن سرزمين ندارند، و افرادی را ديديم که اگرچه در اپوزيسيون سياسی هستند و دايم فرياد اعتراضشان به آسمان است اما به تنها چيزی که فکر نمی  کنند مسايل فرهنگی آن جامعه است و اين که بدون توجه به ارزش های فرهنگی يک جامعه امکان تغيير آن جامعه امری محال است؛ کسانی را شناختيم که می توانسته اند و می توانند در راستای نجات بخشی فرهنگی ما قدم هايی مؤثر بردارند اما بی همتی، بی مسئوليتی، ترس از دست دادن مقام، و حتی بی خيالی، آن ها را تبديل به مجسمه هایي بی روح کرده است.

آيا باور می کنيد که باستانشناسانی هستند که از ترس از دست دادن جواز کاوش، يا به اميد گرفتن جوازهای کاوش و يا به خاطر داشتن امکان سفرهای مرتب به ايران و گرفتن کمک های مالی و غير مالی (حالا بگيريم به قصد تحقيق) صدايشان در نمی آيد که اعلام کنند چه خطراتی متوجه ميراث فرهنگی و آثار فيزيکی و معنوی سرزمين ما است؟ آنها چشم هاشان را می بندند و گوش هايشان را می گيرند و آهسته می روند و آهسته می آيند و چون مرده شويان به آثار باستانی و به  فرهنگ ايرانزمين چنان می نگرند که به مرده ای.

اما اين شناخت ها نيز ما را فرسوده نکرد، زيرا ديديم که در سراسر دنيا ايرانيانی هم هستند که بی سر و صدا برای ايران کار می کنند، هنرمندانی هستند که به عشق ايران می نويسند و می گويند و می سازند، انسان هايي هستند که وجودشان سرشار از عشق وجب به وجب خاک آن سرزمين و تک تک مردمان آن سرزمين است. آن ها بی سر و صدا از اين گنجينه های فيزيکی و فرهنگی محافظت می کنند؛ چه در حد گفتن باشد، چه در حد روشن کردن، چه در حد به وظايف خود عمل کردن. اين افراد، بدون آن که پست و مقامی خاص داشته باشند، دلشان برای آن سرزمين می تپد و در حد توان شان می کوشند که فرهنگ ايرانزمين را سرپا نگاهدارند.

در نتيجه فکر  کردم که چرا ما، در حد توانمان، اين افراد را تحسين نکنيم؟ فکر کردم چه عيبی دارد که حداقل کوشش برخی از آن ها را سپاس بگويیم. چرا که ديده ايم همين سپاس گفتن های ساده به مردمان انساندوست و علاقمند به آثار فرهنگی است که زيربنای جوامع متمدن بشری را ساخته است. اين حق شناسی کوچکترين اقدامی است که می تواند به خدمتگزاران جامعه نشان دهد که کارشان به هدر نرفته و اجرشان ضايع نگشته است.

بر اين اساس، در طول اين هفته ـ هفته سالگشت تأسيس کميته نجات پاسارگاد ـ من، از طرف خود و هيئت اجرايي کميته، هر روزه چندتن از اين نگاهدارندگان فرهنگ ايرانزمين را، در ارتباط با پاسارگاد و يا فعاليت های کميته بين المللی نجات معرفی خواهم کرد. (طبيعی است که نام مشاورين و هيئت اجرايي که خود ميهماندار و گرداننده کميته هستند در اين ليست نخواهد آمد) باشد تا اين کار کوچک نشانه ی سپاس بيکران جماعتی از ايران دوستان باشد از کوشش های برخی از بهترين های جامعه ايرانی.

با مهر و احترام شکوه ميرزادگی

  

 

سپاس به بهترين ها به طور کلی

 روز اول هفته ي سالگرد تاسيس کميته نجات (دوشنبه بيست و هشتم آگوست)

 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

1. دکتر رضا مرادي غياث آبادي، ستاره باستانشناس و پژوهشگر تاريخ، به خاطر شجاعت، راستي، و کوشش مداومش در ارتباط با آثار فرهنگي و گنجينه هاي ملي و بشري ايرانزمين و حمايت از کميته نجات.(از ايران)

 

2. دکتر پرويز ورجاوند، اولين باستانشناسي که به آبگيري سد سيوند معترض شد و سخن از پاسارگاد گفت و از ضرورت حفظ آن. دکتر ورجاوند از چهره هاي نادر فرهنگي ما است که پاکي، شجاعت، و منش او هر کسي را وادار به احترام مي کند. در عين حال، ايشان اولين شخصيت باستانشناس است که در سخنراني هايش از کميته نجات گفته و از بهترين مشوقان ما بوده اند. (از ايران)

 

3. اسفنديار منفرد زاده، هنرمند کم نظير موسيقي ايران، به خاطر ساختن موزيک متن پاسارگاد (از سوئد)

موزيک منفرد زاده اکنون روی صفحه اول است

 

سپاس به بهترين حاميان و اعضای کميته

 روز دوم هفته ي سالگرد تاسيس کميته نجات (سه شنبه بيست و نهم آگوست)

 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

فعال ترين عضو کميته

جمشيد.ک. اخوان بدون ترديد فعال ترين عضو کميته نجات است. جمشيد از  اولين اعضای کميته نيز هست. او هميشه با رويي خوش کارهای مربوط به روابط عمومی کميته را انجام می دهد. جوانی آرام و بی سر و صداست اما سر و صدای کميته را در همه جا می برد. او در خارج از ايران بزرگ شده و از ايران جز خاطره ای مبهم ندارد. می گويد اگر روزی به ايران برود  اولين جايي که خواهد ديد پاسارگاد است.(آمريکا)

 

اولين حامي فعال کميته

دکتر شاهين سپنتا يکی از اولين حاميان کميته در ايران است. دکتر سپنتا در اولين ماه تشکيل کميته نجات به کميته پيوسته و با شور و علاقه زيادی کمک های قابل توجهی به کميته کرده است. کمک های ايشان همه اش در  جهت حفظ و نجات پاسارگاد بوده است. (ايران)

 

 

اولين زن و اولين خبرنگار حامی

شهلا س. اولين زن و اولين خبرنگاری است که در ايران به کميته پيوست. او برای کميته موهبتی بوده است.  صميمی و دقيق و مرتب. در زمان هايي که نياز داشتيم از صحت خبری در مورد پاسارگاد با خبر شويم  او کيلومترها از شهرش تا به شيراز  رانندگی کرده تا راست يا دروغ خبری را دريابد. گاهی شب سفر کرده و گاهی دو بار در هفته.

اطلاعات او حرف ندارد. تا به حال نشده اشتباه کرده باشد و نشده که با هيجان و های و هوی خبری را وارونه جلوه دهد .(ايران)

 

بهترين عضو در ايران

داود داروغه بهترين و علاقمندترين عضو کميته در ايران است. داود هميشه بهترين پيشنهادها را با خود داشته است، در اوج جوانی پخته و متين است.  وقتی از پاسارگاد می نويسد عجب نثر درخشان و شعرگونه ای دارد. کمی بدقول است اما وقتی لازم است که کاری انجام دهد بالاخره خودش را می رساند. (ایران)

 

سپاس به بهترين هاي رسانه های حامی پاسارگاد

 روز سوم هفته ي سالگرد تاسيس کميته نجات (چهارشنبه سی ام آگوست)

 

 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

 

 بخش اول: سايت ها و وبلاگ ها

 

در سال گذشته بيش از هشتاد سايت و وب لاگ خبرها و مطالب کميته نجات را پخش کرده اند. اما برخی از سايت ها و وب لاگ ها همه يا اکثر خبرها و اطلاعيه های کميته را بازتاب داده و به اين ترتيب کمک های تحسين برانگيزی در جهت آگاه سازی مردمان و کوشش برای نجات پاسارگاد داشته اند.

 

همراه ترين سايت ها

به ترتيب شروع همراهی:

1-  ايرانين دات کام  ـ جهانشاه جاويد

ايران امروز

3ـ  گويا نيوز

4ـ  فرهنگ گفتگو ـ کيانوش توکلی

5ـ  ايران پرس نيوز

مردانی نيوز

سايت خبری کوروش ـ پرويز هراتی

 

اولين سايت انگليسی زبان حامی

Breaking All The Rules

 مارک دانهف

 

همراه ترين  وبلاگ ها ی حامی

       1ـ بيانيه، فراخوان ـ رامين مولائی

      2-    بیلی و من

همراه ترين زن وبلاگ نويس حامی کميته نجات پاسارگاد

آونگ خاطره های ما   ـ راوی (مينو)

 

 

بخش دوم: راديو ـ تلويزيون ها

 

 اکثر راديو و تلويزيون های خارج از کشور به پخش برنامه های مربوط به پاسارگاد کمک کرده اند اما برخی از آن ها را می توان به عنوان بهترين برنامه های راديو تلويزيونی مربوط به کميته نجات پاسارگاد به حساب آورد.

 

بهترين برنامه تلويزيونی مربوط به کميته نجات:

1ـ برنامه آخرين لحظه

نام برنامه: هفته فرهنگ و هنر پاسارگاد

با اجرای شهرام همايون

تهيه کننده زاون

 

2ـ  برنامه ميزگردی با شما در صدای آمريکا

نام برنامه: جلوگيری از تخريب آثار پاسارگاد

با اجرای احمد بهارلو

تهيه کننده دکتر فرج اردلان

 

بيشترين برنامه های تلويزيونی مربوط به کميته نجات پاسارگاد:

پم. تی. وی

 

همراه خبرساز تلويزيونی در ارتباط با پاسارگاد:

مهرداد پارسا

تلويزيون پارس

 

 

بيشترين تعداد  برنامه های راديويي در ارتباط با کميته نجات پاسارگاد:

برنامه های سياووش آذری

در راديو ايران

 

بهترين برنامه راديویی در ارتباط با کميته نجات:

يک قاشق شکر

نام برنامه: درباره پاسارگاد

با اجرای: سهراب اخوان

 

 

 خبرسازان  همراه راديويي در ارتباط کميته نجات:

1. عليرضا طاهری

2. حسين قويمی

راديو فردا

 

 

بخش اسوم: مطبوعات

 

 

سردبيران حامی :

عباس پهلوان (نشريه عصر امروز) ـ آمريکا

مهدی زکايي (نشريه جوانان) ـ آمريکا

اين سردبيران هميشه آماده پخش خبرهای کميته نجات بوده اند.

 

 

بهترين گزارش نويسان :

عليرضا افشار (نشريه شرق ـ چاپ تهران) نويسنده بهترين گزارش مربوط به پاسارگاد

http://www.savepasargad.com/Reports/Alireza%20Afshar.htm

2ـ  داود داروغه (سايت نجات پاسارگاد ) نويسنده بهترين گزارش درباره پاسارگاد

http://www.savepasargad.com/Reports/from%20ahvaaz.htm

http://www.savepasargad.com/Reports/from%20ahvaaz2.htm

 

 

بهترين خبرنگاران:

زهرا کشوری (خبرگزاری ميراث فرهنگی) ـ ايران

حسن ظهوری (خبرگزاری ميراث فرهنگی) ـ ايران

اين دو خبرنگار در سال گذشته و در ارتباط با پاسارگاد مهمترين خبرها را نوشته اند.

 .

 

بهترين خبرگزاری در ارتباط با پاسارگاد

بخش ميراث فرهنگی خبرگزاری ايسنا

خبرهای اين بخش بيشترين نزديکی را با واقعيت داشته است.

 

 

سپاس به بهترين شخصيت های فرهنگی و هنرمندان حامی کميته

 روز چهارم هفته ي سالگرد تاسيس کميته نجات (پنج شنبه سی و يکم اگوست)

 

 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

 

 

 هنرمندان و شخصيت های فرهنگی

 

بلافاصله پس از انتشار نامه سرگشاده و تشکيل کميته نجات، هنرمندان و نويسندگان و شخصيت های فرهنگی  از جمله اولين کسانی بودند که با امضای نامه به  کميته نجات پاسارگاد پيوستند. اما از ميان آن ها کسانی بوده اند که از آن زمان تا کنون به طور مرتب يا در زمان هايي خاص و موثر همراه  کميته بوده و همدوش آن قدم برداشته اند. هرچند که کميته نجات هميشه به حضور و نام تک تک اين هنرمندان و نويسندگان و شخصيت های فرهنگی حامی کميته، به  عنوان نگاهدارندگان فرهنگ ايرانزمين، می بالد، در اين جا فقط از بهترين های گروه دوم نام برده می شود:

 

 شخصيت های فرهنگی:

 

شخصيتی پيشقدم در کنار کميته

فرهنگ فرهی را هر کسی بشناسد می داند که اين خدمتگذار فرهنگ ايران نمی تواند دور از مسايل فرهنگی زمانه اش زندگی کند. او هميشه و در هر اقدام فرهنگی جلوتر از همه می دود و از معدود کسانی است که در اين يک سال گذشته هميشه برای کمک کردن به کميته پيشقدم بوده است. او منتظر نمانده که از او کاری خواسته شود.هر چند وقت يک بار زنگ زده و با حالت استادانه اش و صدای اخطار دهنده اش گفته است: «خبر تازه چيست؟» يا « اين ماجرا که شايع شده درست است؟» « باز که شنيده ام می خواهند آبگيری کند» و آخر از همه هم تاکيد کرده که آماده هر کاری برای پيشبرد اهداف کميته هست.

 

 

اولين برنامه فرهنگی در ارتباط با کميته

عليرضا ميبدی از آن دسته از شخصيت های فرهنگی است که در هر کجا بوده و هر کار مطبوعاتی که کرده هميشه مشتاق و دل نگران مسايل مربوط به فرهنگ ايرانزمين بوده است. او فقط دو روز از تشکيل کميته گذشته بود که برنامه ای را به پاسارگاد اختصاص داد و يک برنامه ی فرهنگی موثر بوجود آورد. در واقع، اولين برنامه اطلاع رسانی پاسارگاد را او ترتيب داد.اما مهم ترين کاری که ميبدی در ارتباط با کميته انجام داد اين بود که امور مربوط به آن را از برنامه های ديگر خود استثنا کرد و بارها و بارها گفت: «هر کجايي که من هستم درهايش و بلندگوهايش بروی کميته باز است. منتظر دعوت من نباشيد. هر وقت خواستيد و هر لحظه لازم ديديد بياييد و از يک دقيقه تا کل برنامه را در اختيار بگيريد.»  

 

شور و هيجان بی سر و صداترين

فرخ جاويد از بی سر و صداترين شخصيت های فرهنگی ما است. اهل شور و هيجان و شلوغی نيست . اما درست از اولين روزهای تشکيل کميته تا همين اکنون به طور مرتب هر چند وقت يکبار زنگی زده و، بدون اين که به او گفته باشيم، برنامه ای را برای کميته نجات پاسارگاد تدارک ديده و از اعضای کميته برای شرکت در آن دعوت کرده است. و عجيب است که در برنامه های مخصوص پاسارگاد، در فرخ جاويد شور و هيجانی را می شود ديد که بايد از دل او برآمده باشد.

 

هنرمندان حامی کميته

 

منش بزرگوار و آرام يک هنرمند حامی کميته

مسعود اسداللهی  از اولين روزی که کميته تشکيل شد و او امضايش را پای نامه سرگشاده گذاشت تا به امروز همواره در کنار کميته ايستاده است. او، همچون اکثر هنرمندان، قلق های خاص خودش را دارد؛ قلق هايي که در گير شدن با آنها معمولا راحت نيست اما او در ارتباط با مسايل ملی و انسانی هميشه رفتار و منشی سرشار از گذشت و بلندنظری داشته است. در اين مدت يک سال هر کاری از دستش برمی آمده انجام داده و  هرگز شکايتی از کمبودها و مشکلات نکرده است؛ هرگز نگفته نمی شود، نگفته دفعه بعد، برنامه بعد، ماه بعد. هميشه گفته: «باشد.» و طوری هم گفته و گذشته که انگار بگويد: «نيازی به هيچ سپاسی نيست.» ولی مگر می شود به چنين هنرمند بزرگواری سپاس نگفت؟

 

هنرمندی با نمايندگی تام الاختيار

کامران نوزاد، هميشه آماده کمک به کميته بوده است. می شود گفت حدود ده ماه نماينده تام الاختيار کميته در تلويزيون  آپادانا بود. درست است که ستار دلدار، مدير آن تلويزيون، هميشه حسن نيت داشت اما اين نوزاد بود که اعلاميه ها و خبرهای کميته را در برنامه های مختلف تلويزيون پخش می کرد و گاه، از سر بی طاقتی برنامه خودش را هم به کميته اختصاص می داد. در هيچ گپ و احوالپرسی عادی هم نبود که  نپرسد: «چه خبر؟ برنامه ای برای کميته نيست؟»

 

کلام کوروش با صداي استثنايي يک هنرمند

بهروز به نژاد بدون  ترديد از هنرمندانی است که، علاوه بر اجرای نقش بر صحنه، صدايش هم برای خود اعتبار خاصی دارد و همه ی کسانی که صدای او را به هنگام ادای کلمات کوروش شنيده اند آن را بهتر از هميشه يافته اند. صدای بهروز، با موسيقی  پاسارگاد منفرد زاده، در هفته هنر و ادبيات پاسارگاد همراه شد و مدت ها بر روی سايت کميته بود.

 

همراهی هنرمندانه مدير يک تلويزيون

 ضيا آتابای اگرچه چند سالی با نام مدير تلويزيون ان آی تی وی مطرح شد اما برای آنهايی که او را از قبل می شناسد و به حساسيت های هنرمندانه او آگاهند، هميشه او يک هنرمند باقی مانده است. اتفاقا در ارتباط با کميته نجات و در ارتباط با پاسارگاد هم ضيا بيش از آنکه به عنوان يک صاحب تلويزيون برخورد کند به عنوان يک هنرمند با آن روبرو شد و با همه ی توانش سعی کرد کمکی موثر برای آن باشد. او حتی بارها گفته است که آماده است به خاطر پاسارگاد دوباره بخواند و شايد اين روزها که  سرش خلوت است به اين کار هم بپردازد .

 

تداوم در حمايت يک شاعر

         ميرزا آقا عسگری (مانی) از شاعران خيلی گرفتار و مشغول ما در خارج از کشور ست اما او نيز، از همان روزهای اول، از  حاميان کميته ی نجات بوده و در تمام طول يک سال گذشته قسمتی از سايت خود را در اختيار کميته قرار داده است. عشق او به گنجينه های  ملی و بشری ايرانزمين در برخی از شعرهاي زيبايش نيز پيداست. راستی  اگر زمانی چيزی از کميته در سايت ادبيات و هنر مانی نديديد بدانيد که تقصير خود کميته نجات و دکتر تورج پارسی نازنين خودمان است که در سايت مانی بخش مخصوصی دارد؛ والا مانی در گفتن از کميته و پاسارگاد هيچوقت کم نياورده است.

 

تقديم سپاس ويژه کميته نجات به کاوشگران دشت بلاغی

 

در آخرين روز از هفته ی سالگرد کميته بين المللی نجات آثار دشت پاسارگاد، سپاس و قدردانی  عميق خود را تقديم می داريم به بخش مهمی از مهمترين کوشندگان پاسارگاد، يعنی همه ی اعضای هیئت های باستانشناسی تنگه ی بلاغی، به ويژه باستان شناسان جوان و کوشای ايرانی که ـ عليرغم همه ی مشکلات و کمبودها و تا حد  ممکن ـ توانستند با کاوش ها و آگاهی رسانی های مرتب و دلسوزانه ی خود همگان را متوجه يادمان های گرانقدر خفته در تنگه و دشت بلاغی کنند؛ کسانی که کمتر فرصت و امکان ابراز عقيده پيدا کردند، اما در همه ی فرصت های کوتاهی که يافتند دست از آگاهی رسانی برنداشتند. اين کاوشگران در زمانی که برخی از باستان شناسان قديمی و محافظه کار سکوت پيشه کرده بودند تا مبادا جا و مقام و نام شان در خطر افتد، طعنه ها و نيش های بسياری را به جان خريده و دم برنياورده اند. بی گمان همه ی آگاهی های ما درباره تنگه و دشت بلاغی مديون کاوش ها وکوشش های آنان است.

 

ما، بدون ذکر نام کسی، از تک تک آن ها سپاسگزاريم و آرزو می کنيم تا اين جستجوگران وطن دوست تمدن ايرانی بتوانند در روزگاران آينده بخش های بيشتری از تاريخ گمشده نياکان ما و بشريت را بيابند و درباره شان آگاهی بيافرينند، بی آنکه موانع و دغدغه های رومره سياسی مانع کار و کاوش های آن ها باشد.

 

 

 

پرکارترين افراد «کميته بين المللی نجات آثار دشت پاسارگاد»

 

در سرآغاز روزهای گراميداشت سالگرد تاسيس کميته نجات پاسارگاد چنين توضيح دادم که چون اعضای  هيئت اجرايي و مشاوران کميته گردانندگان و در واقع ميهمانداران آن هستند نام شان در ليست سپاس نخواهد آمد. اما در اين سه روزه برخی از دوستداران پاسارگاد و علاقمندان کميته مرا غضب کرده اند که اين بی انصافی است. و جالب است که خانم دکتر رويا احدی، که خود از اعضای هيئت اجرايي هستند، برايم نوشته اند: «من چون خودم کم کارترين فرد کميته اجرايي هستم می توانم اين را بگويم که: "درست است که ما افراد کميته ی اجرايي داوطلب هستيم و، به قول شما، ميهماندار اما آن هايي که پر کار بوده اند که گناهی نکرده اند در موردشان سکوت شود و ...» البته اين رويا خانم عزيز عنوان کم کارترين را خودشان به خودشان داده اند چون ما از ايشان عضو کم کارتری هم داريم! بهر حال، ديدم ايشان درست می گويند و بهتر است تا بيش از اين به لقب بی انصافی مشهور نشده ام کاری کنم. فکر کردم حالا که به اين دوستان «سپاس» نمی گوييم حداقل پرکارترين آن ها را معرفی کنيم و اين کار را هم کسی نمی تواند جز من انجام دهد چرا که نبض کم کارها و پرکارها در دست من است و کلی هم برای انتخاب هايم مدرک و سند دارم!

با مهر شکوه ميرزادگی

 

 

پرکارترين های اعضا و مشاورين کميته اجرايي در سالی که گذشت عبارتند از:

 

کسی که در همه ی قسمت های کميته فعاليت داشته:

دکتر اسماعيل نوری علا

 

کسانی که در ارتباط با کارهای هنری و ادبی پاسارگاد فعاليت داشته اند:

دکتر نعمت آذرم (از مشاورين کميته)

محمد عارف

 

کسانی که در روابط بين المللی کار کرده اند:

دکتر سيامک يزدانی

دکتر اردوان بيانی

 

پرکارترين مسئولين در کشورها و شهرهای دنيا:

محمد عارف ـ آلمان

دکتر کاوه . ن ـ تهران (از مشاورين کميته)

دکتر تورج پارسی ـ سوئد

ثريا . ب ـ شيراز

(مسئولين کميته در تهران و شيراز هر  دو از بهترين همکاران کميته هستند که اميدوارم روزگاری بتوانيم نام کامل شان را بگوييم و بنويسيم)

 

 

کسانی که در رساندن صدای کميته درباره خطر نابودی پاسارگاد در بين غيرايرانی ها تلاش فراوان کرده اند:

مردآويج زياری

شمسی رنجبر

 

کسانی که در رساندن صدای کميته به مخاطبان عام و در فرصت های مختلف تلاش کرده اند:

بيژن خليلی

نادر صديقی

دکتر رامين اعتبار

سيروس مروستی

******

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:32  توسط اردوان بیانی  | 

 

اطلاعيه در مورد سالگرد تاسيس کميته

 و ماجرای به زير آب رفتن آرامگاه کوروش بزرگ

 

هموطنان گرامی 

يک سال از تاسيس «کميته بين المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد» می گذرد. يک سال است که اين کميته، به عنوان اولين و تنها سازمان بين المللی غير دولتی، غير انتفاعی و بدون ارتباط هايي سياسی يا مذهبی، مسئوليت کوشش در راه نجات آثار باستانی و گنجينه های بشری ايرانزمين را بر عهده گرفته است. آشکار شدن اثرات ويرانگر آبگيری سد سيوند در سال گذشته آغازگر فعاليت های ما بود. خبر را يک باستانشناس، چند کاوشگر در تنگه بلاغی، و تنی چند از کارمندان سازمان ميراث فرهنگی مطرح کرده بودند و، بی آن که خبرگزاری های رسمی داخلی يا خارجی توجهی چندان جدی به آن نشان داده باشند، جماعتی اين خبر را شنيده و دل نگران و هراسان می خواستند به جهانيان بگويند که: «آبگيری سد سيوند دشت پاسارگاد را، با همه ی آنچه در آن است، به زير آب خواهد برد و به آرامگاه کوروش بزرگ صدمه خواهد زد و احتمالاً حتی آثار باستانی تخت جمشيد را در خطر خواهد انداخت.» 

 

کميته بين المللی نجات در چنان شرايطی بوجود آمد و با همراهی مردمانی متمدن، علاقمند به گنجينه های ملی و بشری، و با کمک قابل تحسين رسانه هايي آگاه و دلسوز، وجدان های همه ی بشريت را مورد خطاب قرار داده و آنان را از خطری که بر سر يک سرزمين تاريخی سايه افکنده بود آگاه کرد. وظيفه ی ما گردآوری اطلاعات لازم و قابل اتکاء و انتشار گسترده آن بود. اين نوع آگاهی گرفتن و دادن که، به عقيده ما، يکی از اساسی ترين راه های هوشيار کردن و هشدار دادن به جوامع بشری است، مسئوليتی است که ما با دل و جان و بدون کمترين چشمداشت مادی يا غير مادی بر عهده گرفته و تا هر کجايي که لازم باشد ادامه خواهيم داد.

در طول يک سال گذشته، عليرغم سنگ اندازی ها و رفتارهای غيرمسئولانه افرادی بی توجه به هويت ملی و بشری، صحت همه ی آن چه را که مطرح می کرديم و از جانب مسئولان فاقد صلاحيت ادعاهایی مغرضانه خوانده می شد بر همگان ثابت شد. اکنون ديگر، به اعتبار کشفيات و گفته های باستانشناسان و کاوشگران ايرانی و غير ايرانی، ثابت شده است آثاری که زير تنگه بلاغی قرار دارد و با آبگيری سد سيوند نابود خواهند شد ـ مثل کارخانه ها، خانه های روستايي، باغ ها، کوشک ها و جاده ها و گورستان های ماقبل تاريخ و بسيار چيزهايي ديگر ـ علاوه بر ارزش های باستانی و تاريخی، از نظر جامعه شناسی، زيست شناسی و مردم شناسی هم بسيار با اهميت، با ارزش و استثنايي هستند. اکنون ديگر (حداقل از ديد برخی از باستانشناسان و زمين شناسان معتبر) ثابت شده است که اثرات بعدی اين آبگيری به طور قطع بر آرامگاه کوروش بزرگ اثر خواهد گذاشت و آن را به مرور از بين خواهد برد.

 

اين خطرات (حتی اگر احتمالی هم باشند) تنها شامل از بين رفتن آرامگاه يک شخص يا شخصيت مهم و يا نابودی شهری باستانی نيست، بلکه بايد آن را همچون خطر از بين رفتن مجموعه ای دانست که اولين نمادهای آزادی انسان، آزادی اديان، و افکار و ارزش هايي است که اکنون ما کل آنها را به نام «حقوق بشر» می شناسيم.  و به راستی کدامين انسان امروزی و مسئولی را می توان يافت که نخواهد برای نجات اين مجموعه ی با ارزش و افتخارآميز قدمی بردارد؟

 

ما به خوبی واقفيم که کار های زيادی برای خنثی کردن هدف ها و تلاش های علاقمندان به گنجينه های ملی و بشری ما انجام می شود. حتی، به نظر می رسد، تهيه و انتشار عکس هایی ساختگی از به زير آب رفتن آرامگاه کورش کبير ـ که اين روزها در فضای اينترنت می گردند ـ نيز برای عادی کردن اين خيال تلخ و برداشتن قبح اين فاجعه ی  فرهنگی است. اما هيچ کدام از اين کارها نمی تواند مانع ادامه ی راه کوشندگان و عاشقان ايرانزمين برای حفظ فرهنگ مادی و معنوی درخشان آن باشد.

 

کميته بين المللی نجات آثار دشت پاسارگاد، در شروع دومين سال فعاليت های خود، ضمن دعوت همگان به شرکت در هفته برگزاری سالگرد تاسيس کميته نجات (28 اگوست ـ 3 شهريور) بار ديگر مردمان آگاه و علاقمند به فرهنگ های با ارزش بشری را  به کمک می طلبد و از آنها می خواهد تا با رساندن خبرهای اين کميته به مردمان ايرانی و غير ايرانی حداقل همگان را از امکان وقوع چنين حادثه ای با خبر کنند.

طبيعی است که کميته ی نجات کماکان به مکاتبات و تماس های خود با مجامع بين المللی مربوط به حفظ آثار و گنجينه های بشری ادامه داده و به طور مرتب همگان را از وضعيت مجموعه ی پاسارگاد مطلع خواهند کرد.

با مهر و احترام

کميته بين المللی نجات آثار دشت پاسارگاد

بيست و ششم آگوست 2006

www.savepasargad.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 17:22  توسط اردوان بیانی  |