+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 8:14  توسط اردوان بیانی
|
خطر جدي ديگري براي پاسارگاد
آبگيری سد سيوند سبب ايجاد زلزله
خواهد شد
مژگان مير محمدي
متخصص ژئو مورفولوژي (زمين ريخت شناسي)
تاکنون عواقب ساخت سد سيوند و خطراتي که محوطه باستاني پاسارگاد و تنگه بلاغي را تهديد ميکند، توسط متخصصان مختلف بيان شده است و هر کس از ديد و تخصص خود عواقب اينکار را گوشزد کرده است. اما نکته ديگري که لازم است به آن پرداخته شود، احتمال وقوع زمين لرزه پس از آبگيري احتمالي سد سيوند است. چنين اتفاقاتي در نقاط ديگر دنيا هم ديده شده است.
براي نمونه در سال 1963 زمين لرزه شديدي در درياچه سد «واجونت» روي داد. اين سد در شمال شرقي کشور ايتاليا واقع است و اين زلزله موجب تحريک گسلهاي فعال منطقه و تخريب کوه مجاور درياچه شد. شدت زلزله و تخريب کوه به حدي بود که هم موجب ويراني منطقه شد و هم فرو ريختن کوه در درون درياچه باعث ايجاد موجهاي بزرگ و عظيمي شد که از همه سو به اطراف پراکنده شدند و شهر کوچکي به نام «لانگ رون» را کاملاً نابود کرد. اين اتفاق تنها ناشي از وزن آب درياچه سد واجونت بود. سدي که در نوع خود جزو سدهاي نه چندان بزرگ بود.
چنين واقعهاي يکبار ديگر نيز در سال 1967 در هندوستان اتفاق افتاد. اين زمين لرزه نيز بر اثر وزن آب پشت سد «کوينا» در ايالت «ماهاراشترا» به وجود آمد و موجب تخريب وسيع منطقه و مرگ صدها نفر شد.
کشور چين نيز که اکنون در حال ساخت بزرگترين سد جهان به نام «سه دره» است، به دليل سابقه تخريبهاي ناشي از زلزله در سدهاي جهان، اقدام به نصب دستگاههاي اندازهگيري ميزان جابجايي گسلهاي منطقه کرده است.
بنابر اين علاوه بر همه خطرات ممکن براي آثار باستاني پاسارگاد و تنگه بلاغي، بايد احتمال وقوع يک زمين لرزه ناشي از وزن آب درياچه سد را نيز در نظر داشت. به ويژه که گسلهاي فعال فراواني در سراسر منطقه وجود دارند. با توجه به نزديکي سد سيوند با منطقه باستاني پاسارگاد، در صورت وقوع زمين لرزه، تخريب آثار باستاني پاسارگاد امري حتمي و قطعي است.
دو منبع براي مطالعه بيشتر:
کتاب «زمين لرزههاي ايران»، تأليف دکتر مانوئل بربريان.
مقاله «تأثير گرم شدن زمين بر وقوع گسترده زمين لرزهها و آتشفشانها»، نوشته بيل مک گوبر، ترجمه شهاب شعري مقدم، روزنامه شرق، شماره 821، ص 28.
www.savepasargad.com
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:35  توسط اردوان بیانی
|
آقايان اين اثر با ارزش هخامنشي را چه کرده ايد؟!
وقتی می خواهيم به قاضی يک کشور ديگر معترض شويم تا اشيای امانی ما را به ديگران نبخشند به کدام قاضی بايد متوسل شويم تا نگذارد در کشور خودمان اموال مردم را به قاچاقچيان ببخشند؟
از اولين روزهايي که کميته بين المللی نجات پاسارگاد شروع به کار کرد ما به طور مرتب ايميل ها و فکس هايي داشته ايم که در آن از دزدی ها و قاچاق گنچينه های ملی ما خبر داده است. از آنجا که ما با شايعه پراکنی، متهم کردن ديگران و دادن خبر بدون سند و مدرک مخالفيم اين اخبار را هر گاه که منابع موثقی آن را تاييد کرده اند يا مدرک درستی به دست آورده ايم در سايت و در قسمت تاريخ زدايي چاپ کرده ايم. آن چه از همين ليست عريض و طويل مستندمان در طول يک سال گذشته به دست می آيد اين است که حفاری های غیرمجاز و قاچاق اشيای تاريخی در کشورمان به حدی زياد است که يا بايد به دخالت برخی از مقامات رسمی در اين ويران سازی و چپاول تاريخی باور داشته باشيم و يا به بی لياقتی و بی مسئوليتی و بی توجهی اين مقامات.
همين ديروز، سوم مرداد 85، فرماندهي يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در مصاحبه ای با ایسنا با اطمينان اعلام کرده است که «کانون های قدرت سياسی و اقتصادی دخالتی در قاچاق اشيای تاريخی ندارند.» و در عين حال گزارشی داده است از اين که در ماه های اخیر (خرداد و تير) با همه ی بزن و ببند هايي که داشته اند (37 درصد كاهش سرقت اموال فرهنگي، 166 درصد افزايش باندهاي متلاشيشده و 30 درصد افزايش دستگيري متخلفان) تجاوز به آثار تاريخی که منجر به تخريب اثر شده است 70 در صد و تجاوز به حريم آثار باستانی نيز 72 در صد بالا رفته است. و در هجده در صد موارد هم موفق به کشف اثر تاريخی شده اند.
بر اين اساس می توان سئوال کرد که اگر سخن فرماندهي يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درست است و در يک سال گذشته انواع گروه های حفاظتی درست شده و يگان های ميراث فرهنگی به همه جا فرستاده شده اند چرا ميزان حفاری و دزدی و قاچاق و خروج عتيقه از کشور تا هفتاد و هفتاد دو در صد زياد شده است؟ آيا بدون پشتيبانی قدرت هايي فراتر از اين «پاسداران» امکان اين چپاول فرهنگی و تاريخی وجود دارد؟
نگاه کنيد ديروز اين مطلب در سايت دکتر رضا مرادی غياث آبادی، ستاره باستانشناس ارزنده و پژوهشگر دلسوز تاريخ و فرهنگ ايران، آمده است:
در تابستان 1378 که سرگرم بررسیهای میدانی در زمینه ملاحظات تقویمی تختجمشید بودم، به سنگنگاره بسیار جالب و بینظیر و منحصر بفردی برخورد کردم که گویا به تازگی پیدا شده بود. از آن زمان تاکنون حدود هشت سال میگذرد و در همه این مدت انتظار داشتهام تا بتوانم بار دیگر آنرا ببینم و یا در باره آن مطلبی بخوانم. اما در طول این سالها نه تنها گزارشی در باره آن منتشر نشد، بلکه حتی امکان دیدن آن نیز برای دوستداران و پژوهشگران وجود نداشت و تنها منبع موجود من عکس ناقصی بود که همان زمان از آن گرفته بودم. در نیمی از این نگاره مردی با پوشش ویژه سر و صورت و با دستافزار خاصی که نشانههایی از بافندگی بر آن دیده میشود، تعدادی بره که پشت به هم دارند را جابجا میکند. این نگاره بر پارهسنگی یک متری است که از هر چهار سو بریده شده و کاملا از جای اصلی خود جدا شده است.
در اینجا نیز میل ندارم تا از گفتگوها و مسائلی که بین این نگارنده و مسئولان پیشین تختجمشید و اداره میراث فرهنگی استان فارس پیش آمد، سخنی بگویم. اما از آنجا که این سنگنگاره نادر با دیگر آثار تختجمشید تفاوتهای فراوانی داشته و در نوع خود یگانه است، میتواند آگاهیهای تازه و ارزندهای را در اختیار بگذارد، امیدوارم ترتیبی داده شود تا این اثر مهم در موزه تختجمشید و یا یکی دیگر از موزههای کشور در دیدرس همگان قرار گیرد.
آقايان مقامات مسئول اين اثر با ارزش تاريخی را چه کرده ايد؟ ممکن است بگويید اين اثر با ارزش کجاست؟ اين يکی از ثروت های مردم است که در نزد شما به امانت بوده است. لطفا جواب مردم را بدهيد.
به ما بگوئيد وقتی می خواهيم به قاضی يک کشور ديگر معترض شويم تا اشيای امانی ما را به ديگران نبخشند به کدام قاضی بايد متوسل شويم تا نگذارد در کشور خودمان اموال خودمان را به قاچاقچيان نبخشند؟
کميته نجات پاسارگاد
www.savepasargad.com
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 8:23  توسط اردوان بیانی
|