تبليغاتX
حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

وب نوشتی برای انعکاس مطالب مربوط به پاسارگاد و سد سیوند

 

اسناد بنیادین از نظام‌های اجتماعی و اداری در ایران هخامنشی 

 

 

رضا مرادی غیاث آبادی، ستاره باستانشناس و پژوهشگر

www.ghiasabadi.com

در تخت‌جمشید چند گونه کتیبه از دوره هخامنشی دیده شده و به دست آمده است. یکی، سنگ‌نبشته‌های پادشاهان هخامنشی که به زبان و خط میخی «پارسی باستان»  بر روی نمای سنگی‌ کاخ‌ها و بناهای تخت‌جمشید نویسانده شده و معمولاّ با ترجمان آن به خط میخی و زبان‌های «عیلامی» و «بابلی نو (اکدی)» همراه هستند. دوم، لوحه‌های زرین و سیمین داریوش بزرگ که از صندوق‌های سنگی در پایه دیوارهای تالار آپادانا پیدا شد و یکی از لوحه‌های زرین آن در چند سال پیش مفقود و پس از اظهارنظرهای فراوان و متناقض در باره سرنوشت آن، در نهایت چنین گفته شد که یکی از مسئولان موزه ایران باستان آنرا ربوده و «آب» کرده است. سوم، کتیبه‌هایی که بر روی اشیایی همچو سنگ وزنه، مهر، دستگیره در، آجرهای لعابدار و آوندهای گوناگون دیده شده است. چهارم، تعداد فراوانی کتیبه‌های جعلی که در بسیاری از موزه‌های دنیا وجود دارند و به اندازه‌ای با مهارت ساخته شده‌اند که تا مدت‌ها جعلی بودن آنها دانسته نشد و در کتاب‌ها و کاتالوگ‌های قدیمی‌تر جزو آثار هخامنشی معرفی شده‌اند.

لوحه‌های تخت‌جمشید و پیدایی آنها   اما گونه دیگری از کتیبه‌های تخت‌جمشید که موضوع این گفتار است، عبارت است از حدود سی هزار لوحه گلی یا «گل‌نوشته» که در کاوش‌های باروی استحکامات خاوری تخت‌جمشید و نیز در کاخ خزانه بدست آمدند. این لوحه‌ها در کاوش‌های سال‌های 13-1312 و 17-1316 کشف شده‌اند. بیشتر آنها که از باروی استحکامات شمال خاوری به دست آمدند، به نام «لوحه‌های بارو/ استحکامات» با علامت اختصاری (PF) و بخش دیگری که از کاخ خزانه در جنوب خاوری تخت‌جمشید پیدا شدند به نام «لوحه‌های خزانه» با علامت اختصاری (PT) شناخته می‌شوند.

ماندگاری لوحه‌ها تا به امروز   شمار این لوحه‌ها در اصل بسیار بیشتر از این تعداد بوده است؛ اما به دلیل اینکه بر روی گل خام یا نپخته نوشته شده بوده‌اند و قرار هم بر این نبوده که برای زمان‌های بسیار دوری از آنها نگهداری شود، به مرور زمان از بین رفته‌اند. اما اینکه چرا همین تعداد از لوحه‌ها تاکنون سالم باقی مانده‌اند، داستان شگفتی دارد. پس از یورش سپاه نابکار اسکندر مقدونی به ایران‌زمین در سال 330 پیش از میلاد (تقریباّ 170 سال پس از نگارش لوحه‌ها) و غارت و سوزاندن تخت‌جمشید که با هدف آزادی و اتحاد ملت‌ها صورت گرفت؛ گرمای شدید ناشی از آتش‌سوزی کاخ خزانه و تالار صدستون (که در کنار باروی خاوری قرار دارد) موجب پخته‌شدن و استحکام بیشتر آن لوحه‌های گلی، و پایدار‌ ماندن آنها تا به امروز می‌شود.

شکل ظاهری   این لوحه‌ها تقریباّ به اندازه یک کف دست هستند و بر روی گل خام نوشته و نگهداری می‌شده‌اند. هر لوح در چند نسخه نوشته می‌شده تا برای بایگانی ادارات دیگر شهرهای مورد نیاز فرستاده شوند و یکی هم در بایگانی تخت‌جمشید نگهداری شود. بر کنار حدود 600 لوحه، اثر چند مهر فشاری و غلتان باقی مانده است که متعق به صادرکننده و دریافت‌کننده آن سند بوده است. نقش و نگارهای این مهرها نیز می‌توانند آگاهی‌های فراوانی از هنر و باورهای آن روزگار را در اختیار بگذارند. به موجب همین لوحه‌ها دانسته شده است که از چرم و اوراق پوست‌گیاهی (در فارسی باستان به نام «پَـوَسـتا») نیز برای نوشتن بهره‌برداری می‌شده که امروزه هیچ نمونه‌ای از آن به دست نیامده است.

زمان نگارش   محتوای این لوحه‌ها نشان می‌دهد که تاریخ نگارش لوحه‌های بارو به سال‌های 509 تا 494 پیش از میلاد، یعنی سال‌های سیزدهم تا بیست و هشتم پادشاهی داریوش بزرگ بر می‌گردد. اما لوحه‌های خزانه در فاصله سال‌های 492 تا 458 پیش از میلاد، یعنی در فاصله سی‌امین سال پادشاهی داریوش بزرگ تا هفتمین سال پادشاهی اردشیر یکم نوشته شده‌اند.

خط و زبان   تقریباّ همگی لوحه‌ها به خط و زبانی نگاشته شده‌اند که امروزه به خط و زبان «عیلامی» معروف هستند. امروزه اطلاعی از نام واقعی این خط و زبان در دست نیست. برخی کسان به اشتباه تصور کرده‌ند که چون این لوحه‌ها به عیلامی نوشته شده است، متعلق به عصر فرمانروایی عیلامیان هستند. اشتباهی که ناشی از تمایز ندادن میان زبان و حکومت عیلامی است. بجز این، حدود 500 لوح به زبان آرامی (آریایی)، 80 لوح همراه با ترجمه به آرامی، سه لوح به زبان بابلی نو (اکدی)، یک لوح به زبان یونانی و یک لوح دیگر به زبان فریگیه‌ای نوشته شده است. شنیده‌ام که چند لوح هم به خط و زبان پارسی باستان به دست آمده است که هنوز آگاهی کاملی در این باره ندارم.

امانت به دانشگاه شیکاگو   از آنجا که کاوش‌های تخت‌جمشید توسط هیئتی از دانشگاه شیکاگو و به سرپرستی باستان‌شناس بزرگ و نام‌آور آلمانی (که پژوهش‌های با ارزش و ماندگار فراوانی در باره ایران انجام داده است) انجام می‌شد، چنین توافق شد که لوحه‌ها برای خوانش و پژوهش بر روی آن، به صورت امانت به دانشگاه شیکاگو منتقل شوند. دانشگاه پس از چند سال، شماری از لوحه‌ها که از شدت آسیب‌دیدگی، خواندن آنها امکان‌پذیر نمی‌شد را به ایران بازگرداند و پژوهش بر روی شماری از آنها که سالم‌تر و خواندنی‌تر بودند را آغاز کرد. پس از آن تعداد 300 لوح دیگر به ایران بازگردانده شده و بقیه آن همچنان در امانت دانشگاه شیکاگو است.

پژوهش و خوانش لوحه‌ها    نخستین گزارش و ترجمان متن لوحه‌ها توسط ایران‌شناس بزرگ و متخصص زبان‌های باستانی ایرانی، یعنی جرج کامرون (G. Cameron) انجام شد. او دستاورد پژوهش ماندگار خود را در کتابی به نام لوحه‌های خزانه تخت‌جمشید  (Persepolis Treasury Tablets)  در سال 1948 در شیکاگو منتشر کرد. کتابی که هیچگاه در کشور ایران ترجمه و منتشر نشد. پس از آن ریچارد هالوک (R. T. Hollock)  همتای دیگر کامرون، کار را بر روی حدود دو هزار لوحه‌ بدست آمده از باروی تخت‌جمشید ادامه داد و گزارش و ترجمان خود را در کتاب گرانقدر لوحه‌های استحکامات تخت‌جمشید  (Persepolis Fortification Tablets)   در سال 1969 در شیکاگو منتشر ساخت و پس از آن نیز مقاله‌های متعددی در این زمینه در نشریات گوناگون به چاپ رساند. او در سال 1977 خبر از خوانش 4500 لوح دیگر را داد که پس از درگذشت او، تکمیل و منتشر نشدند. این کتاب و مقاله‌ها نیز هیچگاه به دیده ایرانیان نیامد تا در اندیشه ترجمه و انتشار آن باشند. در واقع دنیای شگفت نهفته در این کتیبه‌ها که از آن ایرانیان است با بی‌توجهی عمیق و گسترده آنان روبرو شد. امروزه نیز علیرغم مدعیان و ادعاهای فراوان، هنوز حتی یک برگ از گزارش و ترجمه این لوحه‌ها در ایران تهیه نشده است.   

محتوا و مضمون لوحه‌ها   این لوحه‌ها برخلاف دیگر کتیبه‌های هخامنشی تخت‌جمشید که بیانیه‌ها و گفتارهایی رسمی برای همگان و برای آیندگان بوده، برای خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌اند و در واقع اسناد داخلی و حسابداری کارکنان تخت‌جمشید و یک بایگانی اداری بوده است. آنها بازگوکننده رویدادهای رسمی و حکومتی و سیاسی نیستند، بلکه در کنار آگاهی‌های فراوان دیوانی و اداری، اطلاعات فراوانی از زندگی روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشی در اختیار ما می‌گذارند که تاکنون با کمبود حیرت‌انگیزی در زمینه منابع و اسناد آن روبرو بوده‌ایم. البته بجز لوح‌های تخت‌جمشید، چندین بایگانی اداری دیگر از عصر هخامنشی در مصر و بابل (همچو بایگانی «موروشو») پیدا شده است.

کشف این لوحه‌ها و خوانش آنها، انقلابی در دنیای تاریخ و باستان‌شناسی هخامنشی بشمار می‌رفت. چرا که اکنون پژوهشگران بجز کتیبه‌های رسمی و آثار مکتوب تاریخ‌نگاران یونان، به سرچشمه‌ای غنی و گسترده از اسناد هخامنشی دست یافته‌اند که چون برای همگان نوشته نشده بوده‌ و قصد تبلیغ و کسب مشروعیت و یا هرگونه ملاحظه‌های سیاسی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی را در سر نداشته‌‌اند؛ از ارزش استنادپذیری فراوانی برخوردار بوده‌ و هستند. از سوی دیگر، هیچ تاریخ‌نگار یا سیاستمداری نمی‌توانسته است مانند همیشه متن تاریخی آنرا به نفع اهداف خود تحریف و بازنویسی کند. محتوای لوحه‌ها نشان داد که سخنان بسیاری از مورخان عصر کلاسیک یونان همچو هرودوت، نادرست و آکنده از تحریف واقعیت‌های مربوط به ایران بوده است. نشان داد که برخلاف برخی ادعاها، یونانیان در ساخت تخت‌جمشید مشارکت نداشته‌اند. نوشته‌های روی لوحه‌‌ها آگاهی‌های فراوانی از نظام گاهشماری خورشیدی- مهی هخامنشی و نیز بسیاری از نام‌های کسان و نام‌های جغرافیایی (همچو شیراز و نیریز) بدست می‌دهد.

به موجب این لوحه‌ها، ما امروز دانسته‌ایم که سازندگان تخت‌جمشید را بردگان تشکیل نمی‌دادند، بلکه مردان و زنان آزاده‌ای بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می‌داده‌اند، دستمزد می‌گرفته‌اند. به آنان نه تنها دستمزدی شایسته، که گاه پاداش و هدیه و کمک هزینه جنسی نیز پرداخت می‌شده است. آنان می‌توانسته‌اند به هنگام پیمان زناشویی، در هنگام زایش نوزادی تازه‌رسیده، در جشن‌ها و بیماری‌ها از این پاداش برخوردار شوند. زنان در تخت‌جمشید نه تنها کار می‌کرده‌اند، بلکه پابه‌پای مردان در کارهای تخصصی و مدیریت شرکت داده می‌شدند. نوجوانان به کارآموزی می‌پرداختند و کودکان در ساعت‌های کاری والدین در کودکستان تخت‌جمشید نگهداری و تربیت می‌شده‌اند. لوحه‌ها حاکی از آن است که پرداخت نهایی و ریزه‌کاری‌های سنگ‌نگاره‌های باشکوه تخت‌جمشید، بیشتر دستاورد هنر و توانایی‌های زنان هخامنشی است.

نظام اداری تخت‌جمشید کاملاّ دقیق و منظم بوده است. دستمزدها و پاداش‌ها و کمک هزینه‌ها در اسناد متعدد ثبت و از سوی طرفین مهر می‌شده است. آنگاه این اسناد به دقت طبقه‌بندی و بایگانی می‌شده‌اند و رونوشتی از آن بسته به نیاز، برای نواحی و شهرهای دیگر فرستاده می‌شده است. هیچکس از این رویه مستثنا نبوده و مخارج بزرگان و وابستگان دربار و حتی شخص پادشاه به دقت بازبینی و حسابرسی می‌شده است.   

لوحه‌ها به ما پاسخ می‌دهند که در ایران هخامنشی هیچ دینی به عنوان دین رسمی شناخته نمی‌شده و هیچ دینی نیز تبلیغ نمی‌شده است. اما در عین‌حال باورمندان به همه ادیان از پشتیبانی حکومت برخوردار بوده‌اند. پیروان همه ادیان نه تنها در امور داخلی خود آزاد بوده‌اند، بلکه برای آیین‌های ویژه خود مقرری و کمک هزینه دریافت می‌داشته‌اند.

تاراج کتیبه‌ها   لوحه‌های تخت‌جمشید تاکنون چندین تاراج را از سر گذرانده‌اند. نخست تاراج اسکندر را دیده‌اند که پس از اشغال باشکوه‌ترین بنای جهانی، طاقت و تحمل این دستاورد بزرگ تمدن ایرانی را نداشت و در برابر آن احساس حقارت می‌کرد. تمدنی که استادش ارسطو صاحبان آنرا «مشتی غلام نر و ماده می‌دانست که حکومت بر آنان، حق یونانیان است». تاراج و آتش‌سوزی‌ای که بعدها مورخان غربی کوشیدند آنرا به گردن زنی به نام تائیس و مستی و هشیار نبودن اسکندر بیندازند تا بتوانند این ننگ را از تاریخ خود پاک کنند.

به روایت کورتیوس، اسکندر و سپاهیانش تخت‌جمشید را ابتدا غارت کردند. پارچه‌های زیبا را تکه‌تکه کردند تا هر کدام پاره‌ای از آنرا بربایند. پیکره‌های سنگین را خرد می‌‌کردند تا پاره‌ای از آنرا صاحب شوند. صندلی‌های باشکوه را می‌شکستند تا قطعات عاج و سنگ‌های گرانبهای آنرا به یغما برند و هر چه را که نمی‌توانستند ببرند، نابود می‌کردند. آنان آنگاه مشعل‌های خود را به میان 873 ستون تخت‌جمشید انداختند و بنایی که 190 سال بود که با همکاری و همفکری همگی مردمان ایرانی و مردمانی از سراسر شرق باستان ساخته می‌شد را به آتش کشیدند. آنهمه سقف‌های چوب سدر، آنهمه پیکره‌هایی که جزئیات آن به دقت یک گوهرتراش تراشیده شده بود، از بلندای بیست متری بر زمین در می‌غلطیدند و خرد می‌شدند. آنهمه ایوان و تالار و دیوارهای نگارین، آنهمه مردان با چهره‌هایی آکنده از آرامش و وقار، و آنهمه کتیبه‌هایی که در آنها از راستی، از صلح، از عدالت و از شادی گفتگو شده بود، در میان شعله‌های آتش سوخت و رفت. اما آنچه از این غارت و آتش‌افروزی برجای ماند و محصول آن بیداد بود، همانا پخته‌شدن لوحه‌ها و بازماندن آنها تا به امروز است.

اکنون در دومین تاراجی که لوحه‌ها نظاره‌گر آن بوده‌اند، باز هم دنیایی که خود را صاحب قانون‌های مترقی و تمدن و حقوق بشر و آزادی می‌داند، فرمان تاراج و حراج آنها را به نفع بازماندگان کسانی که فرمان آزادی خود را از دست نگارندگان همین کتیبه‌ها دریافت کرده بودند، صادر می‌کند. و ملت ما در اوج عقب‌ماندگی علمی و اقتصادی، چیزی برای مقابله با این حکم و اهرمی برای بازداشتن و فشار متقابل در برابر آنان در اختیار ندارد، مگر همت بلند اعتراض مستقل مردمانی از سراسر جهان.

سومین و عجیب‌ترین تاراجی که لوحه‌‌ها اکنون از سر می‌گذرانند، رفتار و اظهارنظرهای حیرت‌انگیز و باورنکردنی خود ماست.  اظهار نظری که چند نفر در لابلای سخنان به ظاهر معترضانه خود بیان داشتند و مدعی بازگشتن بیشتر لوحه‌‌ها به ایران شدند. ادعاهایی که نه تنها معنا و منظور گویندگان آن سخنان نادرست را نمی‌توان درک کرد، بلکه با اظهارنظر تأسف‌بار مقام‌های مسئول دیگری توأم می‌شود و در بسیاری از رسانه‌ها بازتاب می‌یابد که «مبلغ 71 میلیون دلاری که دادگاه آمریکایی برای حراج کتیبه‌ها به عنوان قیمت پایه تعیین کرده، رقم پایینی است و این اجحاف به کتیبه‌ها است!» تصور نمی‌کنم رنج‌ها و آزارهای دیگری که بر سر لوحه‌ها آمد، به دردناکی و سختی این سخنان بوده باشد. واقعاّ چه می‌توان گفت؟ میهنمان چند می‌ارزد؟ بیاید بر سر قیمتش چانه‌ای بزنیم.

این تاراج‌ها همواره دستاورد نیکی نیز به همراه خود داشته است. امید می‌رود این رویداد‌های اخیر نیز دستاورد توجه بیشتر جوانان ایران به فرهنگ و تمدن شکوهمند نیاکان خود، و موج‌های تنومند و شکوهمند بازگشت به هویت ملی را به همراه داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 15:43  توسط اردوان بیانی  | 

 

http://www.petitiononline.com/Irassets/petition.html

 

اعلامیه کمیته بین المللی نجات در ارتباط با حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینو» ی آمریکا

لطفا گنجینه های ملی و بشری ما را بذل و بخشش نکنید

 

هموطنان عزیز بر اساس خبر خبرگزاری ها قاضی «بلنک منينگ» دیروز در دادگاه فدرال آمریکا در ایالت «ایلینوی» حکم داده است که بازماندگان قربانیان یک بمب گذاری در اسراییل می توانند گنجینه های باستانی ایران در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو را به عنوان غرامت دریافت کنند.

از آنجایی  که وکیل این بازماندگان این بمب گذاری را کار گروه حماس می داند و  دولت ایران را به عنوان حامی گروه حماس  معرفی کرده است از دادگاه خواسته تا آثار باستانی گرانبهایی را که در موسسه شرق شناسی شیکاگو است به عنوان غرامت به بازماندگان قربانیان بدهند.

این آثار باستانی در سال 1930 و در حفاری های تخت جمشید به دست آمده و فعلا و به طور امانت در اختیار موسسه شرق شناسی دانشگاه شیگاگو قرار گرفته است.

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد معتقد است که آثار باستانی و گنجینه های ملی و بشری ما متعلق به ملت ایران است، ملتی که در اکثر تصمیم گیری های حکومتی نقشی ندارد؛ و  بذل و بخشش ثروت های این مردم به هر بهانه ای،  و حتی اگر به دلیل سیاست های غلط آن حکومت باشد، ناعادلانه و خلاف اصول حقوق بشر است.

ما همزمان با نوشتن نامه هایی به سازمان ملل و سازمان یونسکو  از کلیه حقوقدانان ایرانی مقیم آمریکا تقاضا داریم که ما را در تهیه دادخواست هایی اعتراض آمیز نسبت به حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینوی» یاری دهند.  

و شما هموطن گرامی نیز می توانید، با صرف اندکی وقت، اعتراض خود را به  سازمان ملل متحد، سازمان یونسکو و همچنین به دفاتر مقامات آمریکایی (از دفتر ریاست جمهوری گرفته تا دفاتر سناتورها) بفرستید.

فراموش نکنید که این گنجینه ها متعلق به شماست و بی توجهی به آن ها، به معنی بی توجهی به فرهنگ و هویت ایرانی ـ بشری خودتان است.

با مهر و احترام

بیست و هشتم جون 2006

کمیته بین المللی نجات آثار دشت پاسارگاد

 

  

این نامه را درپتی شن دات کام امضا کنید:

http://www.petitiononline.com/Irassets/petition-sign.html

نامه سرگشاده دو نویسنده ی ایرانی مقیم آمریکا

 به دادگاه عالی ایالات متحده آمریکا در ارتباط با میراث های

 فرهنگی ایران

 

به قضات محترم دادگاه عالی ایالات متحده آمریکا

و برای توجه همه ی کوشندگان راه حفظ میراث های فرهنگی بشریت

 

براساس منابع خبری یکی از وکلای «رود آیلند» خواستار آن شده است که موزه های پیشاهنگ ایالات متحده مجموعه های آثار ایرانی خود را برای جبران خسارات وارده به قربانیان حملات انتحاری خاورمیانه ارائه دهند.

دلیل وکیل مذکور این است که حماس که مسئولیت این عمل زشت را بر عهده داشته به وسیله حکومت جمهوری اسلامی حمایت مالی می شود. او از دانشگاه شیکاگو خواسته است که گنجینه ای از آثار ایران باستان را به بازماندگان قربانیان تسلیم کند. ما می دانیم که هم اکنون مبارزه ی بین المللی وسیعی علیه تروریسم جریان دارد و اعتقاد دارد که هر عملی که بتواند جلو این فعالیت ها را بگیرد باید انجام گیرد. اما ما این اقدام حقوقی را به هیچ روی متوجه چنان هدفی نمی بینیم. چرا که این اقدام تنها تبدیل دارایی های تاریخی غیرقابل انتقال یک کشور است به منابع مالی و در جهت چبران خسارات وارده به اشخاصی است که همه ی همدردی و کمک ما را می طلبند. در واقع در مورد این عمل حقوقی دو نکته در خور توجه ویژه است. نخست این که در کلام رییس جمهور آمریکا ما نباید مردم ایرانی را برای آنچه حکومت جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی انجام   می دهد تنبیه کنیم. این  ملتی است به گروگان گرفته شده که به جای تنبه بین المللی نیازمند به همدلی بین المللی است. دیگر آن که درو کردن میراث یک ملت به خصوص از طریق بیرون کشیدن آن ها از محل های امن عمومی و آموزشی و دانشگاه ها و دادن آن ها به افراد خصوصی فاجعه ای است علیه ارزش های فرهنگی همه ی جهان متمدن. ما به شدت علیه این حرکت نامعقول اعتراض کرده و امیدواریم که هیچ مقام تصمیم گیر با انصافی چنان سابقه ی زشتی را نیافریند که تنها یادآور تصمیم هیتلر نسبت به ضبط گنجیه های فرهنگی ملل مغلوب است.

با احترام

شکوه میرزادگی (نویسنده)

اسماعیل نوری علا (نویسنده)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 11:29  توسط اردوان بیانی  | 

 

بقاياي 5 هزار سال سکونت در دره بلاغي کشف شد

 

این آثار با آبگيري سد سیوند در درياچه آن غرق مي‌ شود

 

ميراث استان‌ها ـ سومين فصل از کاوش‌هاي باستان شناسي روستاي هخامنشي در تنگه بلاغي منجر به کشف و شناسايي 6 دوره استقرار از پيش از تاريخ تا اواخر دوره فراهخامنشي شد. قديمي ترين سکونت در اين محوطه به 5 هزار سال پيش مي‌رسد.

 

«عليرضا عسگري»، سرپرست ايراني هيات مشترک ايران و ايتاليا در محوطه 76 تنگه بلاغي دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «تا کنون سه دوره فعاليت باستان شناسي در محوطه 76 و محل قرار گرفتن روستاي دوره هخامنشي انجام گرفته که اين مطالعات نشان مي‌دهد در اين منطقه پيش از دوره هخامنشي نيز سکونتي متعلق به دوره پيش از تاريخي در حدود 5 هزار سال پيش وجود داشته است.»

 

روستاي هخامنشي در نزديکي سد سيوند واقع شده  و با آبگيري اين سد در درياچه آن غرق مي‌شود. تاکنون باستان شناسان با انجام بررسي‌هاي ژئوفيزيک، بيش از 30 خانه يا اطاق را که اکنون زير خاک مدفون مانده‌اند، در اين محوطه شناسايي کرده‌اند.

 

عسگري در ادامه گفت: «از ميان 6 دوره استقرار کشف شده در اين محوطه يک دوره به پيش از تاريخ و ساير آن ها به دوره هاي هخامنشي و فراهخامنشي تعلق دارد.»

 

دوره‌هاي هخامنشي و فراهخامنشي که از آن به عنوان دوره‌هاي تاريخي ياد مي‌شود از سده پنجم پيش از ميلاد آغاز و تا قرون اول ميلادي ادامه پيدا مي‌کند.

 

از ميان استقرا‌هاي کشف شده چهار محله معماري شناسايي شده است که عمده آنها به دوره هخامنشي و فراهخامنشي مربوط مي‌شود.

 

عسگري دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «از ميان ساختارهاي معماري کشف شده يک مرحله معماري به دوره هخامنشي و بقيه به دوره فراهخامنشي که بيشتر متعلق به دوره حکومت‌هاي مرکزي در استان فارس است مربوط مي‌شود. در اين مرحله ملات استفاده شده براي احداث بنا، لاشه سنگ و خشت و گل است که مي‌تواند اطلاعات بسيار مفيدي از معماري عوام دوره هخامنشي در اختيار باستان شناسان قرا دهد.»

 

به گفته وي از جمله مهمتربن يافته‌هاي باستان شناسي طي سه فصل کاوش، کشف قطعه سنگي است که مي‌تواند کاربري زير ستون‌ داشته باشد و احتمالا از اين قطعه سنگ‌ براي برپايي ستون‌هاي چوبي استفاده مي‌شده است.

 

عسگري در خصوص ديگر يافته‌هاي باستان شناسي در محوطه 76 گفت: «دو مهره سنگي، چرخ نخريسي، کاسه مرمري و سرپيکان‌هاي هخامنشي و سلوکي از ديگر يافته‌هاي باستان شناسي در محوطه 76 و محل روستاي هخامنشي است.»

 

به گفته عسگري کاوش‌هاي باستان شناسي در محوطه 76 سبب شده است تا اطلاعات زيادي از معماري عمومي دوره هخامنشي به دست آيد.

 

وي دراين‌باره افزود: «تا پيش از اين اطلاعات جامعي از نوع معماري مردم عادي دوره هخامنشي در دست نبوده است اما محوطه 76 دره بلاغي اين امکان را فراهم کرده تا معماري اين دوره را مورد مطالعه قرار دهيم.

 

عسگري با بيان اين‌که بقاياي استخواني بخشي از تغذيه مردم دوره هخامنشي تا فرا هخامنشي را نشان مي‌دهد گفت: «در اين محوطه باستاني بقاياي استخواني حيواناتي از قبيل اسب و خوک و گوزن کشف شده است که برخي از آن‌ها ‌مورد استفاده غذايي مردم دوره هخامنشي و فراهخامنشي بوده است.»

 

محوطه 76 يکي از مهمترين محوطه‌هاي دره بلاغي است که سومين فصل کاوش پايان بخش کاوش‌هاي باستان شناسي در اين محوطه باستاني است. اين محوطه جزء نخستين محوطه باستاني دره بلاغي است که با ‌آبگيري مقدماتي سد سيوند غرق مي‌شود

حسن ظهوری

 

 فارس(خبرگزاري ميراث فرهنگي) ۱۳۸۵/۴/۵

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=32242

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 17:13  توسط اردوان بیانی  |