تبليغاتX
حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

وب نوشتی برای انعکاس مطالب مربوط به پاسارگاد و سد سیوند

 

از سایت کمیته نجات پاسارگاد:

 

کدام يک برای ثبت جهانی می رود:

شاهنامه فردوسی یا وقف نامه ربع رشیدی

جريان معرفي دو اثر ايرانی به «حافظه جهاني»

 

بعد از گذشت بيش از 14 سال از آغاز «طرح حافظه جهاني»، امسال در كشور ما نيز روساي سازمان ها و كتابخانه هاي مختلف با حساسيتي كه توسط رسانه ها و خبرگزاري هاي مختلف ايجاد شد موفق به تشكيل كميته ملي و انتخاب آثار برگزيده كشور شدند. اگرچه اين فرآيند با نوسانات مختلفي همراه بود اما در پايان با شتابي كه حتي افكار عمومي را نيز متعجب كرد، كميته ملي تشكيل شد و در تنها يك جلسه كارشناسي (تحت نظر كميته ملي) و با حضور سه نفر از كارشناسان كشور دو اثر برگزيده كشور از ميان شش اثر معرفي شده انتخاب شد. به بهانه انتخاب اين دو اثر گزارش گر سازمان ميراث فرهنگی نگاهی انداخته است به «مراحل اداری» مختلفی که کار را تا بدين حد به تأخير کشانده. اما، بنظر ما، در اين گزارش يک مانع اساسی  ناگفته مانده است و آن تقابل کتاب های اسلامی و کتاب های ملی ايرانی بوده است.

            حافظه جهاني، حافظه فرهنگي کشورها است و حفظ و شناساندن آثار مکتوبي که نمايان گر اين پيشينه فرهنگي و تاريخي است امروزه بيش از پيش مورد توجه مسئولان فرهنگي و سياسي کشورهاي مختلف قرار گرفته است. با رشد فن آوري هاي جديد در عرصه هاي مختلف، سازمان ها و نهادهاي بين المللي به اين فکر افتاده اند تا با استفاده از اين نوآوري هاي تکنولوژيکي حافظه جهاني را بيش از پيش حفاظت کنند و با ايجاد حساسيت در ميان مسئولان کشورهاي مختلف راهکارهاي شناساندن اين آثار به پژوهشگران را ايجاد نمايند.
            طرح حافظه جهاني سازمان يونسکو يکي از طرح هاي عمده در اين زمينه است که با هدف قرار دادن حافظه هاي ملي کشورها قدرت تاثيرگذاري آنها در عرصه جهاني را مي سنجد و آثاري که نقش مهمي در شکل گيري تاريخ فرهنگي دنيا دارند را در فهرستي ثبت و معرفي مي کند. اين طرح اولين بار در سال 1992 از طرف سازمان جهاني يونسکو به کشورهاي مختلف اعلام شد و در مدتي که از طرح گذشت، هر دو سال يک بار کشورهاي مختلف آثاري را براي ثبت در فهرست حافظه جهاني به اين سازمان معرفي کردند.
           در حالي که در سال هاي گذشته برخي کشورهاي همسايه موفق شدند برخي از آثار مربوط به کشور ما را به عنوان آثار برگزيده خود در ليست حافظه جهاني ثبت کنند کشور ما در سال هاي گذشته از تشکيل کميته ملي براي انتخاب و معرفي آثار برتر کشور بازماند.
          در دوره اخير اين طرح، سازمان جهاني يونسکو خردادماه سال جاري با اعلام معيارهاي دوره جديد به کشور ها تا 31 مارس مهلت داد آثار مورد نظر خود را به اين سازمان معرفي کنند.         

           پس از گذشت چندماه از اعلام سازمان يونسکو، روساي برخي سازمان ها و کتابخانه هاي مهم کشور جلسه اي را در تاريخ 26 شهريور 84 برگزار کردند که در آن معرفي آثار به فهرست حافظه جهاني منوط به تشكيل كميته ملي و فهرست حافظه ملي و دستيابي به هماهنگي و توافق قطعي در مورد روند معرفي آثار به كميته مشاوره بين المللي عنوان شد. در اين جلسه، كه در محل کميسيون ملي يونسكو در ايران تشكيل شد، مسئولان برخي از كتابخانه ها و دستگاه هاي مربوطه ـ از جمله روساي كتابخانه هاي آستان قدس رضوي و كتابخانه آيت الله مرعشي، و نيز نمايندگاني از سازمان اسناد، كتابخانه مجلس و سارمان ميراث فرهنگي ـ شركت داشتند.
          اين جلسه، غير از صميم فوق، پيامد ديگري هم داشت: مسئولان کتابخانه آيت الله مرعشي از شرکت در جلسات کميته ملي انصراف داند. در عين حال، عدم همکاري برخي از سازمان و کتابخانه هاي دعوت شده براي طرح حافظه جهاني بزرگترين مشکلي بود که از تشکيل کميته ملي جلوگيري مي کرد.

          کار به جايي رسيد که "فرهاد اعتمادي"، رئيس اداره ارتباطات کميسيون ملي اواسط آذرماه از وضعيت به وجود آمده انتقاد کرد و گفت:« از اواسط خرداد ماه درخواست خود را براي همکاري و شرکت در جلسات کميته ملي براي سازمان هاي مرتبط ارسال کرده ايم اما تاکنون پاسخ دقيقي در اين زمينه به ما داده نشده است.»
          کميسيون ملي يونسکو، به عنوان متولي اجرايي طرح حافظه جهاني، براي جلوگيري از ايجاد مشکلاتي که در سال هاي گذشته کشور ما را از معرفي اثر به سازمان يونسکو باز داشته بود تلاش داشت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران را به عنوان دو تشکلي که بيشترين سهم را مي توانستند در اين طرح داشته باشند براي داشتن نقش محوري تشويق کند. به همين منظور اين کميسيون تشکيل کميته ملي را منوط به همکاري رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کرده بود اما با گذشته زمان زياد و عدم مشخص شدن زمان حضور "اسفنديار رحيم مشائي" در جلسات طرح حافظه جهاني و همچنين عدم معرفي نماينده ديگري از سوي اين سازمان، کميسيون ملي تا مرز نااميدي از اين سازمان هم پيش رفت.
         فرهاد اعتمادي"، در نوزدهم آذرماه به خبرنگار بخش کتاب ميراث خبر گفت:«زمان زيادي را براي هماهنگي با مسئولان سازمان ميراث فرهنگي از دست داده ايم. با نظر دکتر "محمد توکل"، دبير کل يونسکوي ايران، دعوت نامه هاي شرکت در جلسه کميته ملي را براي مسئولان مرتبط با اين امر مي فرستيم تا اولين جلسه کميته ملي بزودي برگزار شود.» او در همين زمان اعلام کرد:«اين دعوت نامه را براي "محمد سجادپور"، معاون فرهنگ و ارتباطات، و "طه هاشمي"، معاون امور بين الملل سازمان ميراث فرهنگي، هم مي فرستيم. اگرچه هنوز پاسخ مشخصي از طرف اين دو نفر به ما داده نشده هنوز اميدواريم در جلسات شرکت کنند.»
          تلاش کميسيون ملي براي جلب نظر سازمان ميراث فرهنگي در حالي بي ثمر مانده بود که از اين کميسيون از اطلاع رساني مناسب به ديگر کتابخانه ها و سازمان هاي مرتبط بازمانده بود.
         در همين ماه "محمد صادق ضيايي"، رئيس مرکز اسناد و کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران گفت:«بنده هيچ اطلاعي از طرح خاطرات جهاني ندارم و در جريان فرآينده معرفي اثر برگزيده ايراني به سازمان يونسکو قرار نگرفته ام.»
          محمد علي ابهري، رئيس مرکز اسناد و کتابخانه مجلس شوراي اسلامي نيز آن زمان از اين طرح بي اطلاع بود. او گفت:«در اين مدت که کميسيون ملي فعاليت هاي خود را براي تشکيل کميته ملي آغاز کرده است تاکنون خبري به ما داده نشده و از ما براي شرکت در اين جلسات دعوت به عمل نيامده است.»
          سرانجام پس از گذشت بيش از شش ماه از اعلام سازمان يونسکو، اولين جلسه کميته ملي براي معرفي کتاب برگزيده ايراني براي ثبت در فهرست خاطرات جهاني، يازدهم دي ماه در دفتر رئيس سازمان ميراث فرهنگي برگزار شد. در اين جلسه سازمان ميراث فرهنگي بعد از مدت ها با سه نماينده در اين جلسه شرکت کرد. فريبا فرزام، رئيس مرکز اسناد سازمان، محمد سجادپور، معاون فرهنگ و ارتباطات، ديگر نمايندگان اين سازمان بودند که با دو ديدگاه متفاوت در اين جلسه شرکت کردند. فرزام به صورت کامل در جريان طرح قرار داشت اما سازمان ميراث فرهنگي بر روي معرفي سجادي به عنوان نماينده اين سازمان پافشاري مي کرد. اين همه در حالي بود که خود سجادپور ضمن ابراز بي اطلاعي از اين طرح مايل به همکاري با کميته ملي نبود.
        اما پيامدهاي جلسه اي که در يازدهم دي ماه برگزار شد هم جالب توجه بود. محمد علي ابهري، رئيس مركز اسناد و كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، درباره اين جلسه گفت:« جلسه خوبي با حضور نمايندگان سازمان ها و تشكل هاي مرتبط برگزار شد و حاضران در اين جلسه تصميم گرفتند براي انجام مراحل معرفي اثر برگزيده ايراني، كميته ملي ميراث مستند تشكيل شود.» ابهري بزرگترين دستاورد اين جلسه را برانگيخته شدن حساسيت مسئولان دانست و افزود:«برخي از حاضران در جلسه پيش از اين اطلاعي از اهميت و چگونگي ثبت ميراث مستند كشور ها در ليست حافظه جهاني نداشتند و با تشكيل اين جلسه در جريان امور قرار گرفتند.»
       به درستي مي توان گفت اين جلسه با جلسه پيش که در شهريور ماه برگزار شد تفاوتي نداشت و در اين جلسات حاضران به اين نتيجه رسيدند که معرفي اثر برگزيده کشور منوط به تشکيل کميته ملي است.
        پس از اين جلسه و براي عملي شدن تشکيل کميته ملي، کيانوش کياني هفت لنگ، معاون اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران، که به عنوان نماينده سازمان مطبوع خود در کميته ملي معرفي شده بود،  پيشنهاد داد سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران به عنوان دبيرخانه کميته ملي انتخاب شود. اگرچه اين پيشنهاد در ابتدا مخالفاني هم داشت اما در نهايت با انتخاب سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران به عنوان دبيرخانه کميته ملي، کياني به عنوان دبير کميته ملي و محمد علي اشعري، رئيس اين سازمان، به عنوان رئيس کميته ملي انتخاب شدند.
         مراحل اداري تشکيل کميته ملي و تعيين اساسنامه اين سازمان فرآيندي زمان بر به نظر مي رسيد و در شرايطي که کشور ما زمان چنداني براي معرفي آثار خود نداشت برخي از اعضاي کميته ملي به دنبال اين بودند که در مرحله اول کارکارشناسي آثار معرفي شده انجام و در زمان ديگري به مسائل اداري تشکيل کميته ملي رسيدگي شود.
فريبا فرزام، رئيس مرکز اسناد سازمان ميراث فرهنگي و نماينده اين سازمان در طرح حافظه جهاني
، در اوايل بهمن ماه اخطار داد:«تشکيل کميته ملي نياز به طي شدن برخي مراحل اداري و به دست آمدن اجماع نظر ميان اعضاي اين کميته دارد. مشخص شدن اساسنامه کميته، انتخاب دبيرخانه و برخي موارد ديگر زمان زيادي لازم دارد و به نظر نمي رسد تا پيش از پايان مهلت تعيين شده از طرف سازمان يونسکو تشکيل اين کميته عملي شود.» به رغم اينکه اين نظر، بعلت مطرح شدن آن در سايت ميراث خبر، مشکلاتي را نيز براي فرزام ايجاد کرد با اين حال کميته ملي بدون اساسنامه تشکيل شد. با عملي شدن تشکيل جلسات کميته ملي، فريبا فرزام و کيانوش کياني به عنوان اعضاي اصلي کميته ملي بار محوري اين طرح را برعهده گرفتند.
         اجرايي شدن مراحل بررسي کتاب هاي موجود در کتابخانه هاي معتبر طي جلسه اي که در دفتر کياني و با حضور رئيس مرکز اسناد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و فرهاد اعتمادي، رئيس کميسيون يونسکوي ايران برگزار شد، حاضران را برآن داشت تا راهکارهاي انتخاب مرکزي براي ثبت اسناد و کتاب هاي ارزشمند کشور را بررسي کنند.
تشکيل کميته ملي با تصميم اعضاي کميته براي تهيه ليست ملي براي ثبت آثار برگزيده کشور همراه شد.
و در عين حال يک هيئت کارشناسی با شرکت عبدالحسين حائري، ايرج افشار و شهريار عدل، مامور انتخاب دو اثر از ميان شش اثر معرفي شده از سوي کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي، سازمان آستان قدس رضوي، سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران، مرکز اسناد و کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران، سازمان ميراث فرهنگي و کتابخانه تبريز، شدند.

            اين هيئت دو اثر را براي ثبت در فهرست حافظه جهاني يونسکو به اعضاي کميته ملي معرفي کردند که عبارتند از «وقف نامه ربع رشيدي»، متعلق به کتابخانه تبريز و «شاهنامه بايسنقري» متعلق به سازمان ميراث فرهنگي که در موزه کاخ گلستان نگهداري مي شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:58  توسط اردوان بیانی  | 

 

از سایت کمیته بین المللی نجات پاسارگاد:

این مطلب در جواب آقای شهریار عدل نوشته شده است:

 

طیاره سمپاش در خدمت جاودانگی

تنگه بلاغی و پاسارگاد

 

رضا مرادی غیاث آبادی

http://www.ghiasabadi.com

گاهی در رسانه‌های خبری، گزارش‌هایی دیده می‌شود که خواننده از شدت شگفت‌زدگی، بارها آن گزارش را می‌خواند و نه تنها باور نمی‌کند، بلکه حتی به درک خود از زبان فارسی هم شک می‌کند. من نمیدانم مصاحبه‌ای که با آقای شهریار عدل و با عنوان «دره بلاغی برای باستان‌شناسان 200 سال دیگر جاودانه شد» در وب‌سایت خبرگزاری میراث فرهنگی منتشر شده، آیا به راستی سخنان ایشان است یا محصول دخل و تصرف‌هایی است که امروزه به فراوانی در نشریات دیده می‌شود و بزودی توسط ایشان تکذیب می‌شوند.

آقای شهریار عدل که در این گزارش از ایشان به عنوان باستان‌شناس ایرانی و کارشناس پرونده‌های ثبت میراث جهانی در ایران یاد شده است و علاوه بر این نگارنده نیز اطلاع دارد که ایشان مدتی مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی و یکی از خبرگان تشخیص اشیای عتیقه اصلی از بدلی بوده‌اند؛ در این مصاحبه فرموده‌اند: «عکسبرداری هوایی از دره و تنگه بلاغی و تهیه نقشه‌های توپوگرافی بر اساس عکس‌های گرفته ‌شده، وضعیت ریخت‌شناسی این دره باستانی را برای باستان‌شناسانی که در آینده و پس از عمر سد سیوند به دره بلاغی می‌آیند، جاودانه کرد. آبگیری سد سیوند باعث می‌شود رسوبات زیادی از طریق رودخانه پلوار پشت سد جمع شود و همین موضوع نیز باعث پایان بخشیدن به عمر سد می‌شود. از سوی دیگر این رسوبات سطح دریاچه را پر می‌کند و به همین علت وضعیت توپوگرافی منطقه نیز محو می‌شود و باستان‌شناسانی که در آینده به دره بلاغی می‌آیند، نمی‌توانند محل آثار را شناسایی کنند. به خواسته دکتر طالبیان برای آنکه باستان‌شناسانی که 200 سال دیگر برای پژوهش و کاوش به تنگه بلاغی می‌آیند، بتوانند وضعیت توپوگرافی منطقه را شناسایی کنند، از دره و تنگه بلاغی با ارتفاع پایین عکسبرداری هوایی انجام شد و هم اکنون نیز این عکس‌ها با استفاده از متخصصان نقشه‌برداری باستان‌شناسی از سازمان نقشه‌برداری کشور به صورت نقشه توپوگرافی در آمده است و به صورت بایگانی باقی می‌ماند تا مورد استفاده آیندگان قرار گیرد. سد سیوند، سدی خاکی با هسته رسی است که عمر آن 100 سال تخمین زده می‌شود. پس از این زمان، سد به علت رسوباتی که در پشت آن جمع می‌شود، به صورت آبشار در می‌آید اما سطح دریاچه آن که همان دره بلاغی و آثار باستانی موجود در آن است از رسوبات پر می‌شود. این کار برای پژوهشگران آینده انجام می‌شود و از آنجایی که غرق آثار در میان دریاچه سد سیوند باعث تخریب آثار نمی‌شود، باستان‌شناسانی که 200 سال دیگر به این تنگه و دره باستانی می‌آیند، می‌توانند با تشخیص محل آثار و توپوگرافی منطقه از طریق نقشه‌های تهیه‌ شده، پس از برداشتن رسوبات به کاوش در تنگه بلاغی مشغول شوند.»

 ما از جناب آقای شهریار عدل بخاطر پیشینه خدمات فراوانی که به آثار باستانی ایران کرده‌اند، بسیار سپاسگزاریم و آنرا قدر می‌نهیم. همچنین بخاطر اینکه تا این اندازه به فکر باستان‌شناسان 200 سال بعد هستند و اینکه حتی توانسته‌اند زمان دقیق این کاوش آتی را نیز تشخیص دهند و بارها از آن یاد کنند. همچنین بسیار سپاسگزاریم که در کنار فعالیت اصلی خود به عکاسی و نقشه‌برداری هم روی آورده‌اند. تنها امیدواریم که فعالیت‌های ایشان در این حرفه جدید، آنچنان ناشیانه نباشد که به نابودی دیگر آثار فرهنگی ایران بینجامد.

جناب آقای عدل! تهیه عکس‌های هوایی و نقشه‌های توپوگرافی، کاری بسیار ضروری در کاوش‌های باستان‌شناسی است. اما اینها همواره پیش از آغاز عملیات کاوش تهیه و ترسیم می‌شوند و نه پس از پایان فصل حفاری. از سوی دیگر، این باستان‌شناسان جوان و پرتوان امروز ما هستند که به این عکس‌ها و نقشه‌ها نیاز دارند و با کمترین امکانات و حداقل ابزارهای علمی متداول در دنیا و به شیوه‌های کهنه و متروک ده‌ها سال پیش به نجات‌بخشی آثار میهن خود می‌پردازند و نه باستان‌شناسان صدها سال دیگر، که دیگر چیزی از تنگه بلاغی برای کاوش آنان باقی نمی‌ماند.

جناب آقای عدل! شما بر بنیاد کدام قاعده شناخته‌شده باستان‌شناسی حکم می‌دهید که «غرق آثار در دریاچه سد سیوند، باعث تخریب آثار نمی‌شود»؟ غرق کدامیک دسته از آثار؟ آیا هیچ نیازی نبود که این آثار از لحاظ جنس و آسیب‌پذیری در برابر رطوبت تفکیک شوند؟ آیا آثار سنگی و معدنی به همان اندازه در برابر آب‌دیدگی مقاوم هستند که آثار خشتی و مواد آلی؟ شما لابد به خوبی می‌دانید که بافت و اجزای تشکیل‌دهنده لایه‌های استقراری پیش از تاریخی، عمدتاً از گل خشک‌شده و خشت، خاکستر، بازماندهای گیاهی و جانوری و دیگر مواد آلی تشکیل شده‌اند که پس از غوطه‌ور شدن در آب‌های دریاچه، بسرعت تجزیه و نابود می‌شوند. آیا شما اینرا نمی‌دانید یا لازم بوده است آنرا انکار کنید؟

حال فرض را بر این می‌گذاریم که براستی آنگونه که شما حکم قاطع داده‌اید، غرق شدن آثار در دریاچه سد، آسیبی به آنها وارد نمی‌کند. پس در اینصورت عملیات نجات‌بخشی و حفاری‌های اضطراری کنونی در منطقه تنگه بلاغی به چه دلیل انجام می‌شود و چه لزومی برای چنین کاوش‌های سریعی وجود دارد؟ چرا باستان شناسان ما وقت و توان خود را صرف کاری بیهوده می‌کنند؟

جناب آقای عدل! مطمئن باشید نقشه‌هایی که مدعی هستید برای سده‌های آینده تهیه شده‌اند (که نشده‌اند) نیز پایدار نمی‌مانند. کسانی که نتوانند آثار باستانی پر اهمیت خود را پاس دارند، نخواهند توانست چند برگ نقشه را نیز نگاهداری کنند. کسانی که به گذشته بی‌توجهند، به حال و آینده نیز بی‌توجهی خواهند کرد. مطمئن باشید که باستان‌شناسان آینده نیازی به این نقشه‌ها نخواهند داشت. چرا که چندان اثری از لایه‌های استقراری تنگه بلاغی باز نخواهد ماند تا نیازی به نقشه‌ جایگاه‌های پیشین آن باشد.

مطمئن باشید سرعت تولید علم و ابزارهای علمی بسیار سریع‌تر از آن است که باستان‌شناسان سده‌های آتی، نیازی به عکس‌‌های هوایی‌ای داشته باشند که مسلماً آن هم با ابزارهای ده‌ها سال پیش و با یک دوربین زایسیکون تلما و با یک طیاره ملخی گرفته شده‌اند و تهیه‌کنندگان آن نمی‌دانسته‌اند که حتی در زمان خودشان عکس‌های ماهواره‌ای به مراتب بهتر و دقیق‌تری تهیه و منتشر شده و در دسترس همگان است و حتی به سادگی می‌توان سفارش‌ دریافت نسخه‌های ویژه ویراسته شده دیگری از آنرا نیز داد.

اما از سوی دیگر و با پوزش فراوان باید خدمت حضرت آقای عدل عرض کنم که برای ترسیم نقشه‌های توپوگرافی از ناحیه‌ای کوچک و با مقیاسی بزرگ، اصلاً نیازی به عکس‌های هوایی نیست. چنین نقشه‌هایی آنچنان که هر دانش‌آموز نوجوان رشته نقشه‌برداری و هر دانشجوی مبتدی باستان‌شناسی از آن آگاهی دارد، با اندازه‌گیری‌های ترازیابی زمینی، ثبت مختصات ژئودتیک، ترسیم شبکه مختصات ناحیه مفروض و برپایی ایستگاه‌های چندین‌گانه ترازیابی در منطقه ترسیم و اجرا می‌شوند. همچنین ناچارم که باز هم با پوزش فراوان به عرض برسانم که اصولاً چنین ایستگاه‌های ترازیابی و نقشه‌هایی، نه تنها تا 200 سال دیگر اعتبار و ارزشی ندارند، بلکه عوامل گوناگون محیطی و زمین‌ساختی موجب تغییرات جدی در آنها می‌شود. به همین دلیل است که همواره شناسنامه ایستگاه‌های ترازیابی پس از هر چند سال، دوباره اندازه‌گیری و اصلاح می‌شوند. با توجه به نکات بالا، تصور نمی‌کنم آنگونه که ادعا شده است با کارشناسان سازمان نقشه‌برداری کشور همکاری و حتی مشورتی شده باشد.   

جناب آقای عدل! آنچه برای آیندگان ما باز می‌ماند تا بدان استناد کنند و قدر کوشش‌های ما را بدانند، عکس‌ها و نقشه‌های شما نیستند؛ بلکه سخنان شما هستند. این سخنان و اظهارنظرهای فرمایشی و مصلحتی ماست که از سابقه درخشان ما برای آیندگان باز می‌ماند. آنچه برای فرزندان ما به یادگار می‌ماند، این است که خواهند دانست پیشینیانشان نه تنها کوشش‌ چندانی برای پاسداشت یادمان‌های دیرین خود بکار نبستند، بلکه حتی زحمت یک لایروبی ساده را نیز بخود ندادند تا از آن تفرجگاهی مفرح، همراه به آبشاری نغمه‌خوان برسازند. آبشاری که هر ناله‌اش بازگوکننده بی‌توجهی‌های ما، سخنان و ادعاهای موهوم و دهان پرکن ما خواهد بود. خواهند دانست که ما زحمت لایروبی رسوبات مانداب سدی را نیز بخود ندادیم که تاریخ بلاانقطاع و پیوسته هزاران سال از پیشینه یک میهن کهنسال و با فر و شکوه در خود غرق و نابود می‌کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 20:10  توسط اردوان بیانی  | 

 

پاسارگاد در خطر است:

 

آغاز فصل سوم و چهارم پژوهش‌‏هاي تنگه ‌‏بلاغي

 

و احتمال آبگيري سد در پاييز سال جاري

 

 هيات‌‏هاي باستان‌‏شناسي تنگه ‌‏بلاغي، فصل سوم و چهارم پژوهش‌‏هاي خود را آغاز مي‌‏كنند.
به گزارش خبرنگار ايلنا, پس از پايان فصل دوم پژوهش‌‏هاي هيات‌‏هاي ايران - آلمان, ايران - لهستان و ايران - فرانسه و فصل سوم ايران-ايتاليا، به دليل دستاوردهايي كه اين تحقيقات به همراه داشته, هيات‌‏هاي ايران - آلمان و ايران - لهستان اظهار تمايل كردند كه كاوش‌‏هاي خود را در تنگ‌‏بلاغي ادامه دهند. كه با توجه به احتمال آبگيري سد در پاييز سال جاري
،
اين گروه‌‏ها بايد پيش از شروع بارندگي‌‏هاي پاييزي، پژوهش‌‏هاي خود را آغاز كنند.
براساس اين گزارش, كاووش‌‏هاي هيات ايران - آلمان كه از بهمن‌‏ماه سال 84 در تنگ‌‏بلاغي آغاز شده بود و بر روي دوره پيش از تاريخ اين منطقه كار مي‌‏كردند، منجر به كشف كوره‌‏هاي پخت سفال و تدفين مربوط به دوره باكون شد. اين در حالي است كه تاكنون تدفين مربوط به دوره باكنون شناسايي نشده بود.
همچنين، هيات ايران - لهستان موفق به كشف يك كارگاه با 10 حوض گچي با خمره‌‏هايي در مقابل آن شدند.
همچنين، فصل سوم كاووش‌‏هاي هيات ايران - ايتاليا, منجر به كشف محوطه فرا هخامنش (مربوط به پايان دوره هخامنش و آغاز دوره ساساني در فارس) شد كه در اين دوره فارس شاهان خود را داشته است. همچنين، استقرارهايي با چندين اتاق و تدفين از اين دوره كشف شده است.
براساس اين گزارش، با توجه به اين كه كشفيات هيات‌‏هاي باستان‌‏شناسي به همراه خاك اطراف آن، به موزه منتقل شده و تحقيقات باستان‌‏شناسي اين محوطه تاريخي نيز انجام شده، پيش‌‏بيني مي‌‏شود كه با پايان فصل سوم تحقيقات هيات‌‏هاي ايران- آلمان و ايران - لهستان، آبگيري سد امكان‌‏پذير بوده و مانعي براي كار تحقيقاتي برروي بخش‌‏هاي كناري آن نخواهد بود.


 

18 خرداد 1385

سايت خبری وزارت نيرو

http://news.moe.org.ir/shownews.asp?id=19749

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 19:50  توسط اردوان بیانی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:16  توسط اردوان بیانی  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 18:59  توسط اردوان بیانی  | 

 

به کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد بپيونديد.

 

 

وزارت نيرو می خواهد بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگی سد سيوند را

 

 آبگيری کند!!

 

 

5 خرداد ۱۳۸۵

وزير نيرو: با توافق سازمان ميراث فرهنگی آبگيري سد سيوند، در آذرماه انجام می شود

وزير نيرو از توافق وزارت نيرو با سازمان ميراث فرهنگي براي آبگيري سد سيوند در آذرماه خبر داد.  وزير نيرو در گفت و گو با فارس، در خصوص وضعيت سد سيوند گفت:تكليف سد سيوند از ابتدا مشخص بوده و اين سد در حال تكميل است .
وي خاطر نشان كرد : وزارت نيرو اعلام كرده است آبگيري خرداد ماه سد به تعويق بيفتد تا سازمان ميراث فرهنگي فرصتي براي انجام كاوشهاي خود داشته باشد.
وي اضافه كرد : روز چهارشنبه 27 ارديبهشت سفري به شيراز داشتم و با تمامي مسولان ذيربط تشكيل جلسه داديم و هيچ مشكلي از نظر سازمان ميراث فرهنگي و مراكز مربوطه براي احداث سد سيوند وجود نداشته است .
وزير نيرو ابراز اميدواري كرد وزارت نيرو بتواند در آذرماه آبگيري سد سيوند را انجام دهد.
سد سيوند در 9 كيلومتري مقبره كورش قرار دارد و برخي از كارشناسان ميراث فرهنگي احداث اين سد را موجب تخريب تدريجي ميراث فرهنگي منطقه مي دانستند.اين در حالي است كه كارشناسان وزارت نيرو اعتقاد داشتند با توجه به فاصله قابل توجه سد با مقبره كورش مشكلي براي آن ايجاد نخواهد شد.

http://www.baztab.com/news/39738.php

 

 

8 خرداد 1385

مشايي: ما براي آبگيري سيوند، با وزارت نيرو تفاهم نكرده‌ايم

سياست ‌و‌فرهنگ: جلسه نهايي در مورد آبگيري سد سيوند، پايان خرداد ماه با حضور نمايندگان وزارت نيرو و سازمان ميراث‌فرهنگي وگردشگري برگزار خواهد شد. اين در حالي است كه وزير نيرو پيش از اين از موافقت سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري براي آبگيري اين سد خبر داده بود.

«اسفنديار رحيم مشايي»، رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري، در گفت‌و‌گو با ميراث‌خبر اعلام كرد: «هنوز هيچ تفاهمي براي آبگيري سد سيوند انجام نشده است و سخنان وزير نيرو، پيش‌بيني ايشان از روند تحقيقات بوده است.»

وزير نيرو پيش از اين در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس، از توافق وزارتخانه متبوعش با سازمان ميراث‌فرهنگي براي آبگيري سد سيوند در آذرماه خبر داده بود.

«پرويز فتاح»، اعلام كرده‌ بود: «روز چهارشنبه 27 ارديبهشت سفري به شيراز داشتم و با تمامي مسئولان ذيربط تشكيل جلسه داديم و هيچ مشكلي از نظر سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري و مراكز مربوطه براي احداث سد سيوند وجود نداشته است.»

به گفته «هاشم رباني»، رئيس سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان فارس، تحقيقات انجام شده تاكنون، نشان مي‌دهد كه آبگيري سد سيوند، آسيبي به آثار باستاني منطقه نمي‌زند، اما براي مشخص شدن نتيجه نهايي بايد تا پايان خرداد ماه صبر كرد.

كارشناسان پيش‌بيني مي‌كنند كه تحقيقات گروه باستان‌شناسي تا پايان خرداد ماه به اتمام برسد.

برخي از كارشناسان ميراث‌فرهنگي احداث سد سيوند را موجب تخريب تدريجي ميراث‌فرهنگي تنگه بلاغي و محوطه‌هاي اطراف آن مي‌دانند. اين در حالي است كه كارشناسان وزارت نيرو اعتقاد دارند با توجه به فاصله قابل توجه سد با مقبره كورش مشكلي براي آن ايجاد نخواهد شد.

تنگه 18 كيلومتري بلاغي در فاصله چهار كيلومتري از محوطه ثبت جهاني پاسارگاد جاي گرفته و بخشي از نخستين پايتخت 2500 ساله هخامنشيان محسوب مي‌شود. اين تنگه كه به اعتقاد برخي كارشناسان محل عبور راه شاهي، مهم‌ترين راه باستاني كشور، بوده و پاسارگاد را به شوش و تخت‌جمشيد متصل مي‌كرده، در خود آثاري از سكونتهاي غارنشيني و هزاره‌هاي قبل از ميلاد تا دوران اسلامي را جاي داده است.

به‌تازگي نيز در آخرين نقطه آبگيري سد سيوند كاخ داريوش، پادشاه هخامنشي، پيدا شده است.

http://www.chn.ir/news/?section=1&id=17115

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 11:12  توسط اردوان بیانی  | 

 

اسکلت مادر و فرزندي 7 هزارساله

در تنگه بلاغي کشف شد

 

 

دکتر سهيلا شهشهاني ـ انسان شناس:

مردم وقتي مطمئن شوند که آنچه وجود

 دارد براي نسل هاي بعدي حفظ مي شود

به ميراث فرهگي اعتماد مي کنند

 

سيمين بهبهانی:

«من اين شعر را با الهام از کوشش های کميته نجات پاسارگاد سروده ام و آن را به اين کميته اهدا می کنم.»

از سخنان خانم سيمين بهبهانی در مراسم بزرگداشت او در شهر واشنگتن ـ 20 ماه مه 2006

خانم سیمین بهبهانی، محبوب ترین و موفق ترین شاعر معاصرایرنزمین، در سفر اخیرشان به خارج از کشور،

 در همه جا کمیته بین المللی نجات و فعالین این کمیته را به مهرنواخته اند. در برنامه ای که در واشنگتن و به مناسبت سالگرد تولد ایشان تدارک دیده بودند ایشان گفتند شعر «به امضای دل» را به شوق همین فعالیت ها

سروده اند  و آن را  به کمیته بین المللی نجات هدیه کردند.

سپاس و قدردانی  کمیته نجات تقدیم به این هنرمند شجاع، وطن دوست و مدافع خستگی ناپذیر حقوق بشر.

 

 

 

به امضای دل

 

اي ديار روشنم، شد تيره چون شب روزگارت
کوچراغي جزتنم؟ کاتش زنم در شام تارت:
ماه کو؟ خورشيد کو؟ ناهيد چنگي نيست پيدا!
چشم روشن کو؟ که فانوسش کنم، در رهگذارت؟!

آبرويت را چه پيش آمد؟ که اين بي آبرويان
مي گشايند آب در گنجينه هاي افتخارت؟
شيرزن شيرش حرام کام نامردان کودن
کز بلاشان نيست ايمن گور مردان ديارت

مي فروشند آنچه داري: کوه ساکن،رود جاري
مي ربايند آهوان خانگي را از کنارت
گنج هاي سر به مهرت رهزنان را شد غنيمت
درج عصمت مانده بي دردانگان ماهوارت

شب که بر بالين نهم سر، آتش انگيزم ز بستر
با گداز سوز وساز مادران داغدارت
در غم ياران بندي، آهوي سر در کمندم
بند بگشا- اي خد!- تاشکر بگذارد شکارت

مدعي را گو چه سازي مهر از گل درنمازت
سجده بر مسکوک زر پر سودتر آيد به کارت!
اين زن – اي من- برکمر دستي بزن، برخيز ازجا:
جان به کف داري همين بس بهره از دار وندارت!

 

 

فراخوان برای کوششی دو هفته ای

 

برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد

 

هوطنان گرامی،

 

همانطوری که اطلاع داريد، و بنا بر گزارشات منتشر شده از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در طول دو ماه گذشته، گروه های باستانشناس ایرانی و غیر ايرانی توانسته اند آثار مهم و ارزشمندی را  در تنگه بلاغی کشف کنند و همچنان امید به يافتن بناها و آثار دیگر باستانی در این تنگه وجود دارد.

در حال حاضر، و به گفته مقامات وزارت نیرو، قرار است که در روز 15 خرداد(22 می) جلسه ای با حضور مقامات وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تشکیل شده و تاریخ دقیق آبگیری سد سیوند مشخص شود. یعنی همچنان وزارت نیرو فکر و قصد غرق کردن آثار و گنجینه های ملی و بشری ما را تعقيب می کند.

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد به این وسیله همگان را به کوشش هرچه بيشتر و اجرای برنامه های ويژه در طول دو هفته اول تا 14 خرداد دعوت می کند و از همه ی کسانی که دل در گرو فرهنگ ايرانزمین دارند، و باور دارند که حفظ گنجینه های ملی و بشری جزیی از خواست های حقوق بشری هر انسان امروزی و متمدنی است، تقاضا می کند که به هر شکل ممکن در طول این 14 روز اعتراض خود را نسبت به آبگیری سد سیوند مطرح کنند.

برخی از اقداماتی که انجامشان به حفظ آثار دشت پاسارگاد کمک می کند:

 

ـ نوشتن و گفتن درباره گنجيه های دشت پاسارگاد (و نه فقط آرامگاه کوروش بزرگ) و ادامه آن در تنگه و دشت بلاغی

ـ تکثیر و پخش اعلامیه های کمیته نجات پاسارگاد

ـ فرستادن ایمیل و فکس به سازمان هایی که می توانند به جلوگیری از آبگیری سد سیوند کمک کنند و استمداد از آن ها برای متوقف کردن همیشگی آبگیری سد سیوند.

هموطنان و فرهنگ دوستان جهان! دشت پاسارگاد و کلیه گنجینه های بشری ما در اين منطقه در خطر هستند؛ لطفا به  پاسارگاد کمک کنید!

با مهر و احترام

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

محمد رضا اصلاني ـ شاعر و فيلمساز:

 ملتي كه هفت هزار سال

بيخودي ايستاده!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 10:24  توسط اردوان بیانی  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 14:37  توسط اردوان بیانی  |