تبليغاتX
حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

وب نوشتی برای انعکاس مطالب مربوط به پاسارگاد و سد سیوند

بيانيه کميته بين المللی نجات پاسارگاد  به مناسبت سالگشت آبگيری سد سيوند

بنای يادبود يک بی خردی بزرگ

بر صفحات تاريخ همه ی ملت های جهان، نام مردمان به خاطر کارهايي که در سطح اجتماعی انجام می دهند، چه نيک و چه بد، ثبت می شود: با خطوطی روشن يا تيره.  نام زنان و مردان نيک کردار چونان چراغی هميشه فروزان مسير تاريخ بشری را روشن می کند و عطر جاودانگی بخود می گيرد، و نام بد کرداران تاريخ، به هر مناسبتی  چون سايه از ميان گرد و غبار رخ می نمايد  و لعنتی ابدی را برای خود می خرد.

و چنين است که می بينيم در سراسر جهان بناهای يادبود زيادی نيز به نام مردمان نيک و بزرگ برپا است؛ يا بناهای يادبودی که برای جاودان کردن خاطره ی لحظه های مهم و سازنده ی يک ملت ساخته می شوند: لحظه های بزرگ تاريخی که خبر از مقاومتی انسانی می دهد، يا از رسيدن ملتی به استقلال و آزادی ياد می کنند. بناهايي که حتی اگر در جنگی، در انتقامجويي نامردمانی، و حتی در اثر باد و باران و خشم طبيعت لطمه ای ببينند ديگر باره، به همت مردمان مشتاق، مرمت و باز سازی می شوند.

بناهايي نيز در جهان وجود دارند که برای يادبود دردی و زخمی و آزاری  بنا شده اند؛ بناهایی همچون يادبودهای جنگ ها و يا بيدادگری ها، با اين وظيفه که تصوير بيدادها را، برای عبرت آيندگان يکجا در حافظه ی مردمان زنده نگاه دارند. 

 سد سيوند يکی از اين بناهاست که اگرچه با عنوان «يادبود» ساخته نشده اما بی شک يادبود يکی از بيدادگری های فرهنگی تاريخ معاصر ما خواهد بود. اکنون دو سال از سی ام فروردين 86 می گذرد، روزی که دولت آقای احمدی نژاد به همراهی معاون و رييس سازمان ميراث فرهنگی اش، بدون توجه به هشدارهای مستند کارشناسان در مورد لطمه ها و زيان های آبگيری نابخردانه سد سيوند، و بی اعتنا به مخالفت هزاران هزار مردم فرهنگ دوست در سراسر جهان، و هشدار حقوقدان ها، دست به عملی غير اصولی، غير ملی، و غير فرهنگی زد. ما در اين دو سال شاهد آن بوده ايم که آبگيری سد سيوند موجب چه بلاهايي  در منطقه ی اطراف خود شده است؛ از خشکيدن و سوختن تالاب های بختگان و کر گرفته تا نابودی کیلومترها از زمين های کشاورزی و هزاران هزار درخت کهن، از تأثير رطوبت بر آثار باستانی منطقه، و به ويژه آرامگاه کورش بزرگ، گرفته تا به زير آب رفتن منطقه ی باستانی دشت بلاغی. در اين ميان، سد سيوند و آب انبار شده ی پشت آن بی هيچ سودمندی اقتصادی بيهوده مانده اند.

به اين ترتيب، سد ويرانگر سيوند می تواند  يکی از بناهای يادبودی باشد که خاطره ای تلخ را در ارتباط با مسايل فرهنگی و  سياسی کشورمان با خود دارد.  

چهار سال پيش، ما، در کميته ی نجات پاسارگاد، پيشنهادی را مطرح ساختيم مبنی بر اينکه سد سيوند آبگيری نشود و همانگونه که هست به صورت محلی برای بازديد جهانگردان درآيد تا، علاوه بر نجات ميراث تاريخی و فرهنگی منطقه، از محل درآمد حاصل از اين بازديدها همه ی هزينه های خود را بپردازد و، در عين حال، گردشگرانی که به ديدن آن می آيند به ياد آورند که اين سد در پی تصميمی خردمندانه و به منظور حفظ آثار مهم تاريخی و طبيعی سرزمينی نيمه تمام مانده است.*   

و اکنون، در دومين سالگشت آبگيری سد  سيوند،  کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد خطاب به اولين دولت مردمی و واقعی که در آينده بر سر کار خواهد آمد پيشنهاد می کند تا  سد سيوند را از آب خالی کرده و از آن به عنوان بنای يادبودی استفاده کنند.  بنای يادبودی که يادگار و نمودگار دورانی باشد که طی آن مردمانی فرهنگ دوست و علاقمند  برای جلوگيری از آبگيری آن، در مقابل ويرانگران ايستادند،  تا بخش هايي از ميراث فرهنگی، تاريخی و طبيعی بشريت را نجات داده باشند؛ مردمانی که متاسفانه مخاطب شان دولتمردانی بدکردار و ويرانگر بودند.

 

ما اميدواريم در فردايي نه چندان دور، بنای يادبود سيوند، هر روز و هر لحظه، به همه ی گردشگرانی که از مقابل آن گذشته و از آن بازديد می کنند  نام ويرانگران تنگه بلاغی، تالاب بختگان، تالاب کر، درختان قطع شده کهن و زمين های سوخته کشاورزی را لعنت کنان تکرار  کند. و البته همين بنای يادبود بازگوينده ی اين نکته نيز خواهد بود که ايرانيان به عنوان انسان هايي با فرهنگ چنين سد ويرانگری را نيز حفظ کرده و آن را به صفحات تاريخ سپرده اند تا نمونه ای  روشن برای آيندگانی باشد که در راستای نگاهداری و نگاهبانی از ميراث فرهنگی و طبيعی سرزمين شان خواهند کوشيد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

14 آوريل 2009

 

*بخشی از پيشنهاد برای نجات پاسارگاد و بازگشت هزينه های سد سيوند در سال 2005

الف: ساختن سد سيوند در همين مرحله که هست متوقف شده و پول ديگری برای تکميل آن خرج نشود.

ب: به طور رسمی اعلام شود که هيچ گاه از آن به عنوان سد استفاده نخواهد شد.

پ:  بر پيشانی آن و به همه ی زبان های دنيا نوشته شود:

«اين سد نيمه تمام ماند  تا آثار فرهنگی، ملی و بشری پاسارگاد محفوظ بماند.»  

و آنگاه، از همين فردا، سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری اين سد نيمه تمام را برای تماشای مردمان بگذارد و برای بازديد اين اثر ِ (که از لحظه توقف ارزشی تاريخی خواهد يافت) مثل آثار باستانی ديگر که در موزه ها هست بليت بفروشد.

مطمئن هستم که تا پاسارگاد هست، و ايران هست (که آرزوی همه ی ما جاودانگی آن است)، هر توريستی که از آن محل می گذرد با عشق به ديدار اين سد نيمه تمام خواهد رفت. به خصوص آن هايي که به عشق ديدار آثار باستانی تخت جمشيد و پاسارگاد از سراسر جهان به آنجا می روند به راحتی حاضرند برای تماشای سدی که به پاس احترام به ارزش های معنوی بشری ناتمام مانده است چند دلاری خرج کنند.

 ما، با اين ترفند، به چند نتيجه خواهيم رسيد:

1-         پاسارگاد را، با همه ی آنچه که در آن و در زير آن است حفظ کرده ايم.

2-         چندين و چند برابر (و در سال های آتی صدها برابر) هزينه سد را به دست خواهيم آورد.

3-         به مردم جهان خواهيم گفت که ما ايرانی ها، همچون اجداد در پاساردگاد خفته خود، مردمانی متمدن هستيم و سدی بزرگ را برای حفظ آثار فرهنگی مان نيمه تمام می گذاريم. ما آن را هم خراب نمی کنيم، چرا که کار ما نيز چون آنان آبادانی است نه ويرانگری.

برای ديدن کل اين  پيشنهاد:

http://www.savepasargad.com/Articles/Shokooh_sivand.htm

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 21:4  توسط اردوان بیانی  | 

يشنهاد بنياد ميراث پاسارگاد به يونسکو

برای ثبت چهارشنبه سوری در ميراث معنوی جهانی

 

5 فوريه 2009

عالیجناب مدیرکل سازمان آموزشی، دانشی و فرهنگی سازمان ملل متحد

یونسکوپاریس، فرانسه)

رونوشت سازمان های ميراث جهانی، و اداره مرکزی سازمان ملل

موضوع: پیشنهاد ثبت «چهارشنبه سوری» در ميراث معنوی جهانی Intangible Heritage 

 

آقای عزيز

      با توجه به نگرانی های سازمان يونسکو درباره ی نابودسازی ميراث های فرهنگی جوامع مختلف که موجب پيدايش فکر ثبت آثار معنوی جهان گرديده است، و از آنجا که وقتی نابودکنندگان اينگونه آثار دولت هایی باشند که کشورخود را در سازمان يونسکو نمايندگی می کنند، چاره ای جز اين باقی نمی ماند که مردم و سازمان های غير دولتی آنها در اين مورد اقدام کرده و در راستای جلوگيری از نابودی ميراث معنوی خويش اقدام کنند.

      همانطور که يقيناً خود توجه داريد و بنياد ما نيز بارها به شما اطلاع داده است، دولت اسلامی ايران، علاوه بر بی توجهی نسبت به ويرانی های روزافزون ميراث تاريخی و طبيعی ايرانزمين، با بی اعتنایی به ميراث های معنوی و فرهنگی پيش از اسلام، در امر ثبت ميراث فرهنگی (فيزيکی و معنوی) نيز دست به اعمال تبعيض های مذهبی و عقيدتی گسترده ای زده و نه تنها در ارائه ميراث فرهنگی ـ ملی غير مذهبی ما و کوشيدن در راستای افزوده شدن آنها به فهرست ميراث جهانی غفلت می کند بلکه گاه راه را بر مطرح کردن اينگونه پيشنهادها نيز می بندد.

      يکی از اين ميراث های فرهنگی که به شدت مورد بی مهری دولت قرار گرفته جشن سنتی و کهن ايرانی «چهارشنبه سوری» است؛ جشنی که همراه با آيين های خاص خود و به خاطر ارزش های شادی آفرينش در آغاز بهار و در آستانه ی بزرگترين جشن ايرانيان، نوروز، قرن هاست که مورد علاقه مردم اين سرزمين بوده است. و سی سال است که دولت ايران نه تنها چهارشنبه سوری را به رسميت نشناخته بلکه در از بين بردن آن و آزار مردمان به خاطر برگزاری آن کوشا بوده است.

      بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان اولين نهاد غير دولتی بين المللی که از سوی جمعی از فرهنگ دوستان در سراسر جهان و  برای حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين بوجود آمده، به جبران غفلت های غير اصولی و غير قانونی دولت ايران در ارتباط با ميراث فرهنگی ايرانزمين، امسال نيز چون سال گذشته، درخواست ثبت معنوی يکی ديگر از آيين های ملی ايران را به يونسکو می فرستد.

      ما آگاهيم که مقررات يونسکو ايجاب می کند که به جای شنيدن صدای مردمان يک سرزمين به صدای دولت ها توجه شود اما مسلماً خود تصديق خواهيد کرد که اين روند برای کشورهايي چون ايران که دولت بازتاب دهنده ی صدای مردمان نيست کاملا غيرعادلانه است. در نتيجه، همان گونه که تا کنون تلاش کرده ايم، مايليم که اين بار نيز صدای مردمان سرزمين مان را در ارتباط با ميراث فرهنگی خود به گوش شما برسانيم و همچنان اميدوار باشيم که وجدان های بيدار شما و مردمان فرهنگ دوست جهان اجازه ندهند که ميراث فرهنگی ما گرفتار تبعيض های عقيدتی و مذهبی شود.

با مهر و احترام

دکتر تورج پارسی، مسئول بخش تاريخ بنياد ميراث پاسارگاد

شکوه ميرزادگی، مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

www.savepasargad.com

 

 

 

 

Letter to UNESCO, applying for the inclusion of the Iranian festivity of

“Char-shanbe-suri”

in the Registrar of the World Heritage Organization

 

His Excellency, Mr. Koïchiro Matsuura

Director-General

United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO)

Paris, France

February 27th, 2009

Dear sir,

RE: Proposal for the inclusion of the Iranian festivity of “Char-shanbe-suri” into the World Cultural Heritage Registrar

UNESCO established a registrar to account for important tangible and intangible cultural heritage with the concern for their destruction and annihilation and with the recognition that in many cases the real destructors of such valuable heritage are the authorities of member states who are the very same people responsible for their preservation.

The people and non-governmental organizations all over the world, have no other resort but to apply for the inclusion of their culture’s heritage on behalf of their people, in the hope that such action would remove the existing threats and save such valuable reminiscences of their past.

As you certainly have noticed, and have been previously informed through our several referrals to your office, we have shown that the government of Islamic Republic of Iran (IRI) not only has been indifferent to the systematic and on-going destruction of cultural and natural heritage of that country but, in dealing with the registration of the intangible cultural heritage, it has been discriminating against Iranian pre-Islam’s heritage due to and upon its ideological and religious beliefs and positions. It neglects such heritage on one hand and bars the process of any attempt to apply to your organization of registering them, on the other.

One of the most neglected Iranian cultural festivities by IRI is the very ancient festivity of “Char-Shanbe-Suri”, that is held on the night before the last Wednesday of each year, welcoming the advent of spring and arrival of the Iranian New Year. This centuries-old popular ceremony has been one of the targeted traditions for neglect and annihilation since thirty years ago.

Pasargad Heritage Foundation, as the first non-governmental and international body that has been created by many friends of cultural and natural heritage of Iran who reside everywhere in the world, in an attempt to compensate for IRI’s negligence in this regard, would like yet again propose the inclusion of this festivity in UNESCO’s registrar.

We are aware that UNESCO is obliged, upon the provisions of its charter, to listen to its member states instead of the people who live in member countries. Nevertheless, we are sure that you will agree with us that in the case of countries such as Iran, where the government is not reflecting the demands of its people, such provisions are fundamentally unjust. Therefore, as we have done previously, would like to act as a messenger from the Iranian people and address your conscious, and that of all other people in the world, asking you to stop the carnage of the Iranian heritage which is exposed to IRI’s religious and ideological discriminatory policies.

With warm regards,

Dr. Touraj Parsi, Head of History and Iranology Department of PHF

Ms. Shokooh Mirzadegi, Executive Director of PHF

CC: UN headquarter and other International bodies.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 21:20  توسط اردوان بیانی  | 

از سوی بنياد ميراث پاسارگاد

سال 1388 خورشيدی سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان

 نام می گيرد

 

بنياد ميراث پاسارگاد، بنا بر سنت هر ساله خود، در آستانه ی فرا رسيدن بهار وسال نوی 1388 خورشيدی، (2548 پاسارگادی) امسال را «سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان» می نامد تا نظر ايرانيان و همه ی فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر اين شهر تاريخی، اين نصف جهان زيبا، می رود بيش از پيش جلب کند.

متاسفانه، در سال های اخير، و به ويژه در سال گذشته، علاوه بر بی توجهی های عمدی و غيرعمدی دولت و مسئولين سازمان های ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران نسبت به کل ميراث بشری اين سرزمين، سايه ی سياه اين ويرانگری ها برشهر اصفهان، شهر زيبای پل های منحصر بفرد و گنبدهای فيروزه ای ايرانی، افتاده است. همه ی گزارش ها نشان دهنده ی آن است که ميراث تاريخی و فرهنگی اصفهان ـ که بخشی از آن  جزو ميراث جهانی و بشری محسوب می شود ـ به شدت در آستانه ی ويرانی قرار گرفته؛ و اين فاجعه ای است جبران ناپذير که سکوت و بی توجهی نسبت به آن شايسته ی انسان متمدن امروز نيست.

بايد بياد داشته باشيم که انسان پيشرفته ی امروز به تجربه دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای از ارزش های گرانمايه ی بشری می تواند تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان دوران وحش و خارج شونده از ظلمات قرون وسطی آشکار سازد.

اين ارزش ها از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی، مذهبی، جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که دست آورد سرفرازانه ی او را در طول تاريخ تکاملش نشان می دهند. انسان امروز، با اين که به داشتن بالاترين تکنولوژی های طول تاريخ مغرور است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی ها تنها در سايه ی درک ارزش های فرهنگی بشری و امکان دادن به تبادل اين ارزش ها در بين ملت های جهان امکان پذير است و بس.

و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و  حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.

 

بر اساس اين واقعيت های آشکار، و نيز به احترام شروع سال نوی ايرانی، که نماد انسانی، زيبا و روشن ارزش های زنده و شفاف فرهنگ سرزمين ايران است، و با توجه به نياز شديدی که برای تشويق همگان به کوشش در راستای حفظ و نگاهداری ميراث در خطر شهر زيبای اصفهان وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد از همگان می خواهد تا در سراسر سال 1388، با هر امکان و وسيله ای که در اختيار دارند، در آگاه سازی مردمان و بسيج همگانی برای نگاهبانی و نجات اين ميراث با ارزش و جهانی پيشقدم شوند.

همچنين، اين «بنياد» و کميته ی وابسته به آن ـ «کميته ی نجات پاسارگاد» ـ اعلام می دارند که آمادگی دارند تا همه ی دادخواست ها و درخواست های سازمان ها، افراد و گروه هايي را که به اين مهم ياری برسانند در مراجع و رسانه های بين المللی منعکس سازند.

با آرزوی اين که سال نوی ايرانی، به عنوان سالی که در آن ملتی برای حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی خويش به پا خواسته است، در تاريخ سرزمين مان بدرخشد و اين نسل را در برابر نسل هایی که خواهند آمد و سند هويت شان را در همين ميراث ها جستجو خواهند کرد سرفراز سازد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

20 فوريه 2009 (اسفند 1387ـ  2547 پاسارگاد)           

 

 

The New Iranian Year is declared by

The Pasargad Heritage Foundation,

As “The Year of Isfahan’s Cultural and Natural Heritage”

 

On the advent of a new spring and the Iranian Nowruz (New Year), Pasargad Heritage Foundation is declaring the Iranian year of 1388 (2548) as “The Year of Isfahan’s Cultural and Natural Heritage” in an effort to seek the attention of Iranians and all the friends of World Cultures to the plight of a historical city that is known as “Half-of-the world.”

 

Unfortunately, during the recent years, and especially during the present Iranian year that is coming to its end, in addition to all the intentional and unintentional neglect of the irresponsible Islamic authorities towards the totality of Iranian cultural and natural heritage, the dark shadow of destruction has fallen upon the beautiful city of unique bridges and turquoise domes. All reports are telling us that the heritage of this city, part of which is actually considered as World Heritage, is on the verge of destruction. This is a major irreparable catastrophe that cannot be ignored by the civilized mankind.

 

We have to bear in mind that the progressive man of today has recognized that one would not be considered a human who has emerged from the wild and has surpassed the darkness of the middle ages if he/she does not see such valuable human gains as the differentiating criteria of him/her from our early ancestors.

 

From freedom, peace, and human rights to man’s struggle against race, religious and sexual discrimination, poverty, and injustice, to his/her endeavors for the preservation of cultural and natural heritage, all are considered as man’s proud gains during a long history of evolution. Although the contemporary man is proud of his/her technological advancements, he/she has realized that such gains would not reflect his great elevation if they are not seen on the background of human cultural values and their inter-exchange.

 

It is upon such understanding that the cultural, historical and natural heritage of all human societies are considered as the sources of such values that are worthy of preservation by every civilized human-being.

 

Based upon such evidence, and to welcome the arrival of the Iranian New Year - this beautiful and brilliant symbol of Iranian cultural values - Pasargad Heritage Foundation would like to take the opportunity to ask for the attention of everyone to the dire necessity of getting involved in the preservation of the beautiful Isfahan’s heritage and by naming the solar year of 1388 as “The Year of Isfahan’s Cultural and Natural Heritage,” it hopes that this focused attention would persist all through this year. PHF invites everyone to use all their available means to spread the word and mobilize others to get involved in the struggle to save Isfahan.

 

At the same time, both PHF and its Committee to Save Pasargad are ready to channel all demands and petitions to the proper International organizations.

 

We wish that the New Iranian Year would prove to be a year that witnesses the national mobilization of an ancient nation to preserve its cultural and natural heritage and identity, making the present generation a proud one on the annals of history and in the eyes of the generations to come.

 

With utmost esteem and love

Shokooh Mirzadegi

The Executive Director of PHF

February 20th, 2009

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 21:18  توسط اردوان بیانی  | 

نامه ای سرگشاده درباره ی مرمت پاسارگاد

خطاب به يونسکو، سازمان ملل، و مردمان ايران و جهان

 

 

پاسارگاد، به عنوان يکی از مهمترين آثار باستانی ثبت شده در ميراث جهانی از يک سو، و به عنوان آرامگاه بنيان گزار ايران و اولين شخصيت سياسی جهان که سخن از برابری حقوق انسان ها گفته است، همواره مورد توجه جهانيان بوده است و، در نتيجه، تعميرات آن نيز اکنون نظر بسياری از متخصصين در داخل و خارج از ايران را بخود جلب کرده است.

مسئولين ميراث فرهنگی و  مرمت در ايران، که مدتی است نزديک شدن به اين بنا را ممنوع کرده و مشغول «مرمت» آن بوده اند، معتقدند که اين کار بر اساس موازين علمی و به درستی انجام شده است؛ حال آنکه عده ای از کارشناسان و باستانشناسان در ايران معتقدند که اين مرمت به صورتی غير تخصصی انجام گرفته است و در واقع آرامگاه کورش به جای مرمت دچار تخريب شده است.

متاسفانه، اين کارشناسان و باستانشنان، و نيز خبرنگارانی که گزارش اين کارشناسان را بازتاب داده اند، به دلايل فشار دستگاه های امنيتی حکومت ايران نمی توانند به شکلی علنی با مردم تماس بگيرند و يا صدايشان را با نام و مشخصات خود به موسسات بين المللی از جمله يونسکو برسانند.

کميته بين المللی نجات پاسارگاد، وابسته به بنياد ميراث پاسارگاد، که در چهار سال گذشته به طور مرتب در جريان مسايل مربوط به ميراث فرهنگی ايران بوده و گزارشات مربوط به اين گونه تخريب ها را در سطح بين المللی منعکس ساخته است، به وسيله ی اعضا و دوستداران خود در ايران به طور مرتب از آنچه که بر سر پاسارگاد می آيد با خبر شده، و بر اساس اين اخبار، عکس ها، فيلم ها، و مستندات ديگر، به اين نتيجه رسيده که سازمان ميراث فرهنگی و مسئولين ديگر دولتی بدلايلی ناروشن مايل نيستند مردمان را در جريان روند مرمت اين آرامگاه قرار دهند. در عين حال، گزارش هايی که در سايت ها و روزنامه های دولتی منتشر می شود کاملا با اسناد ما در تضاد اند. در اسناد و عکس های ما خبر از اين است که آرامگاه کورش، نه در هفت سال ـ آنگونه که مسئولان پروژه و مديران سازمان ميراث فرهنگی ادعا می کنند ـ که فقط در چندين ماه در طول سه چهار سال گذشته، و آن هم به صورتی پراکنده و، همانطور که کارشناسان و برخی از خبرنگاران می گويند، کاملاً به صورتی غير تخصصی انجام شده است.

با اين حال، از آنجا که معتقد هستيم قصد و غرض از همه ی اين بحث ها سلامت ميراث فرهنگی و تاريخی ما است و نه موافقت يا مخالفت و نظريات چند طرف مدعی، به اين وسيله پيشنهاد می کنيم که يونسکو تنها به گزارشات سازمان ميراث فرهنگی تکيه نکرده و افراد متخصص خود را برای ديدار از آرامگاه کورش بزرگ به ايران بفرستد. در عين حال ما نيز اجازه می خواهيم که نمايندگان اين بنياد (کارشناسانی در ايران و خارج از ايران) در اين ديدار حضور داشته باشند.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

مسئوول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

www.savepasargad.com

 

Pasargad heritage foundation:

 An open letter about the repairs executed in Pasargad

 Addressed to UNESCO, UN and the people of the world and Iran

As one of the world’s most important archeological sites registered by UNESCO, and as the mausoleum of the founder of Iran and the first political ruler of the world who has spoken about the rights of humans, Pasargad has always been the focus of the world’s attention and, thus, the recent repairs executed to this ancient monument have attracted the attention of many experts inside and outside Iran.

 

It is for some time that the authorities of Cultural Heritage Organization and the executors of the repairs have prevented the public to approach this monument while they have been executing their repairs. At the same time, they claim that the scientific procedures for repairs have been rightly observed. Nevertheless, some archeologists and experts in Iran believe that the repairs are completely unprofessional and are destructing the monument rather than repairing it. Unfortunately, due to the pressures of the security organizations, these archeologists and experts, as well as the reporters who have published reports on the process, cannot openly and publicly talk to the international organizations such as UNESCO with their real identities.

 

The International Committee to Save Pasargad, a branch of Pasargad Heritage Foundation, that has been involved in monitoring of what is happening in Iran with regards to the cultural heritage of the country and has publicized the intentional destruction of archeological sites on the international media, has been following the Pasargad saga through its members and friends in Iran. By gathering many pictures, videos and reports on this matter, we have come to the conclusion that due to undisclosed reasons the relevant authorities do not want the public to become aware of what has happened to the mausoleum during this recent repair. At the same time, the reports published in government sponsored media are in totally disagreement with our records. For example, they claim that the mausoleum has been under repairs during the last seven years, whereas our records show that they have only worked for short periods of time in the last four years in a scattered manner, using unprofessional methods and means, according to experts and reporters.

 

We believe that the aim and intent of everyone involved should be to preserve this ancient cultural site and the differences in opinions should not derail our focus of attention. Therefore, we hereby suggest that UNESCO does not rely solely on the reports prepared by the authorities in Cultural Heritage Organization of Iran and, instead, send its experts to Iran to examine the site. At the same time, we apply for the permission to send our experts representatives both from inside and outside of Iran, to accompany UNESCO’s observers.

 

With Regards

Shokooh Mirzadegi

Executive Manager of PHF 

 www.savepasargad.com

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:30  توسط اردوان بیانی  | 

تا سبز هست، زندگی هست

با کوشندگان حفظ محيط زيست همراه شويم

 

مردمان با فرهنگ و پيشرفته ی جامعه ی بشری، از پی جنگ دوم جهانی، و با دريافتن اين واقعيت که تخريب ميراث های طبيعی و آلوده کردن محيط زيست لطمه های جبران ناپذيری به سلامت انسان می زند، همواره کوشيده اند تا برای حفظ محيط زيست و مسايلی که به محيط زيست مربوط می شوند اقداماتی ضروری را در سطح بين المللی انجام دهند. اين اقدامات، که در دهه ی شصت ميلادی وارد مرحله ی جدی تری شد، موجب تهيه و تصويب بيش از هفتاد کنوانسيون و پروتکل جهانی شده اند. اين اسناد، علاوه بر اين که دولت ها را موظف به حفظ محيط زيست و ميراث های طبيعی بشری می دانند و از آن ها می خواهند تا در قوانين ملی و داخلی خود نيز مساله حفظ محيط زيست را به صورتی جدی بگنجانند، رسما و از نظر قوانين بين المللی حق برخورداری از محييط زيست سالم را بعنوان حقی از حقوق بشر شناخته اند. و نتايج عملی اين اسناد تا کنون نزديک به 300 معاهده، موافقت نامه، و قراردادهای منطقه ای و بين الملی بوده است.

امروزه، در اکثر کشورهای پيشرفته، علاوه بر ده ها سازمان غير دولتی مردم نهاد خود دولت ها هم به اين نوع معاهدات بين المللی اهميت می دهند و، از طريق وضع قوانين مختلف، جلوی تخريب های زيست محيطی را می گيرند؛ تخريب هایی که به وسيله ويرانگران و سوداگران زمين، چوب،  آب، پوست، سنگ و همه ی دارايي های طبيعی صورت می گيرد. سازمان های اختصاصی آموزش حفظ محيط زيست نيز در اين کشورها با کمک دولت ها روز به روز قوی تر عمل می کنند.

اما در برخی از کشورها نيز نه تنها دولت ها، به دليل ناتوانی در اداره ی امور، دست اين سوداگران را باز گذاشته اند، بلکه گاه خود نيز، به دلايل سياسی يا عقيدتی و يا ناآگاهی، دست  به تخريب محيط زيست و به حراج گذاشتن ميراث های طبيعی می زنند.

متأسفانه، سرزمين ما نيز اکنون گرفتار دولتی است که مسئولان آن هيچ واکنشی نسبت به نابودی سريع جنگل ها، تالاب ها، خاک، و آب و هوای سرزمين مان نشان نمی دهد. کشور ما ظاهراً دارای نهادی دولتی است به نام «سازمان محيط زيست» که، در عمل، نه تنها هيچ اقدامی (چه از نظر آموزش دادن مردمان و چه از نظر برخورد با تخريب کنندگان) انجام نمی دهد. بلکه دست بخش های ديگر دولت را باز می گذارد تا در بسياری موارد، به نوعی کاملاً مشخص، همراه ويرانگران محيط زيست و ميراث طبيعی سرزمين ما عمل کنند.

دولت، يا ساختن ده ها سد بی رويه، ساختن جاده های غير کارشناسانه، زدن پل و گذرگاه ها و غيره بر روی تالاب ها و رودخانه ها، تخريب جنگل ها،  آلوده کردن خاک و هوای شهرها به خاطر مواد شيميايي کارخانه ها و .. ده ها مورد مستند ديگر بيش از ويرانگران منفرد در نابودی محيط زيست سرزمين مان دست دارد و، در عين حال، نسبت به کشورهای اطراف خليج فارس و دريای کاسپين، که همگی در حال آلوده کردن اين گنجينه های طبيعی بشری هستند، صرفاً به خاطر گرفتن امتيازات آنی و کوتاه مدت سياسی سکوت و بی واکنشی نشان می دهد.

در چنين شرايطی، خوشبختانه، تعدادی از مردمان با فرهنگ، و به خصوص جوانان آگاه ايران، همچنان که چند سال است در مورد ميراث فرهنگی در خطر ايران دست به اقدامات اعتراضی و آگاهی دهنده زده اند، اکنون نيز می کوشند با مطلع کردن مردمان از بيدادی که بر محيط زيست  می رود، آن ها را به حفظ و نگاهداری از محيط زيست و ميراث طبيعی سرزمين مان علاقمند و فعال کنند.

و چنين است که، امسال نيز چون دو سال گذشته، در آغاز ماه دسامبر و هفته ی حفظ محيط زيست، گردانندگان وبلاگ ها دست به صدور فراخوانی در راستای جلب توجه همگان به مشکلات محيط زيست  زده اند.

کميته بين المللی نجات پاسارگاد، که در آغاز سال گذشته، سال 1378 را سال ميراث های فرهنگی و طبيعی اعلام کرده است، ضمن تحسين چنين اقدامات متمدنانه ای، خود را با اين فراخوان همراه و همگام می داند.

با مهر شکوه ميرزادگی

1 دسامبر 2008

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 23:12  توسط اردوان بیانی  |